فریاد سبز


..

RSS


منوی اصلی

» صفحه نخست
»
ايميل ما
»
آرشيو مطالب
» پروفایل مدیر وبلاگ
» لينك آر اس اس
» عناوین مطالب وبلاگ
» طراح قالب

موضوعات
» نامه ها و بیانیه ها
» موسوی
» کروبی
» سایر نامه ها و بیانیه ها
» طنز
» ابراهیم نبوی
» کاریکاتور
» مقالات سیاسی
» مقالات سایت روز آنلاین
» دست نوشته ها
» نوشته های مسیح علی نژاد
» سایر موضوعات
» شعر
» خبر
» خواندنی ها
» مطالب دیگر

.:: عناوین مطالب وبلاگ ::.

آرشیو ماهانه
» <-ArchiveTitle->

لينک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» فصل سبز من
» مهدی ظهرابی
» پرنیان سبز
» وب سایت رسمی مهندس عباس امیرانتظام
» ملي مذهبي ها
» احترام آزادی
» سخنان دکتر شریعتی
» روزنه ای به سوی امید
» امیر (یه رهگذر)
» عاشقانه های کویر
» درنا
» دیوید
» نوشته های مسیح علی نژاد
» محمد نوری زاد
» بچه جنوب شهر
» سالهای سوخته
» عبدالعلی بازرگان
» ما تنهای تنهاییم
» خطی که از دل برمی خیزد
» فرید صلواتی
» مهاجرانی
» کلمه

آمار بازدید

اگر بار گران بودیم رفتیم

سلام دوستان

می خواستم یه مطلبی بنویسم و بعد خداحافظی کنم ولی هر چی به این مغز کوچیکم فشار آوردم چیزی از توش بیرون نیومد.

 راستش یه کار نیمه تموم دارم که آرامش رو ازم گرفته، می خندم ولی شاد نیستم، ثانیه های عمرم دارن میگذرند ولی زندگی نمیکنم، ... از این سیاست جمهوری اسلامی هم هرچی بیشتر میفهمم حالم بیشتر بهم می خوره. می خوام یه مدتی بی خیال این حرفا بشم و ببینم می تونم کار نیمه تموم رو تموم کنم و از شرش راحت بشم یا باید یه تصمیم دیگه بگیرم.

از اینکه این مدت سر میزدید ازتون ممنونم و از همتون التماس دعا دارم.

خدا نگهدار همتون باشه

موفق باشید

 سعدیا گر بکند سیل فنا خانه عمر

دل قوی دار که بنیاد بقاء محکم از اوست

 

»

ارسال شده توسط مهدی

در يکشنبه 7 تير 1389




مرگ بر بدحجاب

دیشب به طور اتفاقی قسمتی از خبر شبکه ۳ صدا و سیمای میلی رو دیدم. فکر کنم خبر ساعت ۱۰ بود. مردم بعد از نماز جمعه جمع شده بودند و شعار می دادند: "مرگ بر بدحجاب". در اینکه این حرکت سازماندهی شده بوده هیچ شکی ندارم ولی شعار برام جالب بود. بعد از آمریکا و انگلیس و صدام و منافق و ضد ولایت فقیه و ...، حالا نوبت بدحجابهاست که مرگ رو نثارشون کنیم. احتمالاً امت همیشه در صحنه حزب الله به زودی دست بکار میشن و حساب خانمهای بد حجاب رو کف دستشون میزارن. البته این دفعه میخوان جون میلیونها تهرانی رو نجات بدند. ( فراموش نکردین که قراره به خاطر بدحجابی زلزله بیاد!!!)

حکومت ولایت فقیه یک کار رو خیلی خوب انجام میده. "صدور مرگ". و امت همیشه در صحنه (همون گوسفندان قلعه حیوانات) اینو خوب یاد گرفتند. شعار همیشگی "مرگ بر ...." که جای خالی با توجه به درخواست ولی فقیه یا نوچه هاش پر میشه.

خدا به انسان زندگی بخشیده، کرامت داده و اونرو اشرف مخلوقاتش قرار داده ولی اینها مثل آب خوردن حکم مرگ صادر میکنند. هر کسی که مثل اینها فکر نکنه باید بمیره. تا حالا فکر کردید اگه ولایت فقیه قدرت داشت (ابر قدرت بود) دنیا چه شکلی شده بود؟!!!

»

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 18 ارديبهشت 1389




حکومت ولایت فقیه یا حکومت جلادها

مهدی خزعلی در نامه ای سرگشاده به رییس قوه قضائیه عنوان کرده که "بازداشگاه کهریزک -که به دستور رهبری بسته شده بود- با نام سروش ۱۱۱ بازگشایی شده است."

طبق آمار رسمی حکومت دروغگو در حوادث بعد از انتخابات ۳ نفر در این بازداشگاه و در زیر شکنجه کشته شده اند. (به شهادت رسیده اند) و قرار بود عاملان این جنایات -که طبق گزارشات کمیته تحقیق مجلس سردار رادان و قاضی مرتضوی که دو تن از آنها بودند- محاکمه و مجازات شوند. که البته با ترفیع درجه و موقعیت مجازات شده و می شوند!!!

استقلال دستگاه قضایی در حکومت ولایت فقیه که خود را اسلامی و نایب امام زمان میداند، ایجاب می کند که هر انسان بیگناه و آزاده ای در بند باشد و هر جلادی آزاد تا با کار مضاعف خود جان انسانهای بیشتری را بگیرد. چراکه تنها چیزی که در حکومت جلادپرور ارزش ندارد جان انسان است. در چنین شرایطی رئیس جمهور از جنایات آمریکا می گوید و رهبر از ....

در حکومت ولایت فقیه تنها چیزی که ارزش دارد حفظ نظام و اسلام است. حفظ نظام که همان حفظ قدرت است و اسلام هم برای تزئین و توجیه  مورد استفاده قرار می گیرد وگرنه رفتار حکومت به تنها چیزی که شباهت ندارد اسلام است. در حکومتی که تهمت و دروغ رواج دارد و واژه کرامت انسانی معنا و مفهومی ندارد جایی برای اسلام وجود نخواهد داشت.

و در این شرایط یک نکته مثبت وجود دارد و آن اینکه ماهیت حکومت ولایت فقیه هر روز روشن تر می شود.

»

ارسال شده توسط مهدی

در چهارشنبه 16 ارديبهشت 1389




ایران و امریکا---سید عطاء الله مهاجرانی

مدتی پیش با یکی از دوستان در باره روابط امریکا و ایران صحبت می کردیم. گفتم: به نظرم آمریکا همین وضع موجود ایران را ترجیح می دهد،  می خواهد همین وضعیت ادامه پیدا کند و نهایتا کشور و ملت با یک انفجار رویارو شوند. انفجاری که ژرفا و گستره آن برای کسی آشکار نیست. آمریکا علاقه مند است که ایران به چند قسمت تقسیم شود. در آن صورت بلعیدن تکه های کوچک آسان خواهد بود.  خاورمیانه جدید با حضور ایران یک پارچه و مقتدر میسر نیست. می خواهد ایران هم در ساحل شمال خلیج فارس،مثل کشور های کوچکی که در جنوب  هستند و تقریبا تمامی  مثل خرگوشی در برابر شیری دچار استسباع شده اند! همانگونه شود. بی هیچ مجال اندیشه و واکنشی ، نیمه مست و مات در برابر آمریکا

 

 

 

گفت: این همان "تفکر توطئه" شما ایرانی هاست! هر چیزی را نشانه توطئه می دانید. گفتم البته گوته هم گفته است که هر چیزی یک نشانه است. اما سه نشانه را برایت می گویم:

 

 

اول: آمریکا در دنیای الفاظ نسبت به ایران از زبان تهدید استفاده می کند. اما در واقعیت امر، نشانه هایی ارسال می کند که حکایت دیگری است. مثلا آزاد شدن پاسداران عضو سپاه قدس که درست دو هفته پس از انتخابات  آزاد شدند! البته من با حتی یک روز زندانی بودن پاسداران موافق نبوده و نیستم. مرادم نشانه هاست. پاسداران که آمریکا از آنان به عنوان افسران ارشد سپاه قدس  یاد کرده بود، در ژانویه 2007 در اربیل بازداشت شده بودند. آزادی آن ها دوهفته پس از انتخابات نشانه روشنی بود که آمریکا می خواهد، چراغ سبز نشان بدهد؛ دستخوش به سپاه که انتخابات را مدیریت کرد.

 

 

دوم: هر انسان عاقلی می داند؛ که سیاست اعلام بودجه برای براندازی نظام حکومت در ایران  غیر موجه است. چرا آمریکا این مبلغ را هر ساله اعلام می کند؟ دلیلش روشن است. این شیوه به حکومت ایران مشروعیت می بخشد که دولت امریکا مخالف اوست. مردم ایران هم- صرف نظر از آنانی که از همان بودجه استفاده می کنند،هیچگاه نسبت به امریکا دید و داوری مثبتی نداشته و ندارند. چه کسی می تواند کودتای مرداد ماه 1332 را فراموش کند؟

دولت امریکا به این روش از سویی به حکومت ایران مشروعیت می دهد و از سوی دیگر مخالفان حکومت را بد نام می کند. 

 

 

سوم: و از همه ناشیانه تر، سیاست اتمی آمریکا در برابر ایران است. در گرماگرم مبارزات انتخاباتی شاهد، سخنانی از این دست بودیم، که ایران را باید بمباران اتمی کرد. خانم کلینتون از نابودی ایران سخن گفت و مک کین  البته به شوخی خواند: ایران بمب بمب...

 

 

از همه مهمتر تهدید ضمنی اوباما به استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران بود. اگر قرار بود اوباما یک هدیه زرین به حکومت ایران تقدیم کند و دولتی را که به دلیل سرکوب آزادی و حقوق مردم در ضعیف ترین وضعیت به سر می برد، حمایت کند، با همین سخن و تهدید ضمنی ایران به استفاده از سلاح اتمی، چنان نتیجه ای به دست آمده است.

بسیار دشوار به نظر می رسد که سخن اوباما را به حساب موضع فردی و یا به تعبیر احمدی نژاد کم تجربگی بگذاریم. به نظرم امریکا به شکل محاسبه شده و سنجیده  آب به آسیاب احمدی نژاد و حامیان او می ریزد. زیرا تداوم وضعیت موجود ایران  به نفع آمریکاست. گمان می کند شاید روزگار دیگری رییس جمهور آمریکا شب کریسمسش را در ایران بگذراند و از جزیره ثبات سخن بگوید.

»

ارسال شده توسط مهدی

در چهارشنبه 2 ارديبهشت 1389




طنز تلخ

نمیدونم این عنوانی که انتخاب کردم بدرد این مطلب میخوره یا نه؟ هر جند زیاد مهم نیست.

خبرای امروز رو داشتم میخوندم چشمم افتاد به اضافات رییس جمهور انتصابی جناب الفنون در مصاحبه با یکی از شبکه های آلمان. نمیدونستم باید چه عکس العملی داشته باشم: عصبانی بشم گریه کنم یا بخندم. ببینید چی گفته:

«من نه حزب دارم، نه پول و نه قدرت. مردم من را انتخاب کردند، چون تصمیم مردم این بود.»

«امروز تمام رقبای من آزاد هستند و تندترین حرف‌ها را هم علیه من می‌زنند و کسی با آنها کاری ندارد.»

«رسانه‌ها در ایران آزادند و انتقادات خود را آزادانه مطرح می‌کنند. البته اگر کسی از آنها شکایت کند، دادگاه رسیدگی می‌کند.»

«در ایران انتخابات را مردم برگزار می‌کنند، مردم نظارت می‌کنند و خودشان هم از نتیجه انتخابات مراقبت می‌کنند، یعنی همه مراحل انتخابات مردمی است.»

«ممکن است با دروغ بتوان مدت کوتاهی بر دنیا حکومت کرد، اما لشکر راستی خواهد آمد و همه دروغ‌ها را به تاریخ می‌فرستد.»

حالا یک سخن هم بشنوید از مادر عروس: رحیمی  معاون اول دولت که متهم اصلی یک پرونده فساد اقتصادی بود و این پرونده با دستور مستقیم خامنه ای مسکوت اعلام شد فرموده ؛از آغاز سال عزممان بر مبارزه گسترده با فساد اقتصادی است؛

توی این گیر و دار کرکسها هم جون گرفتند و هر کدوم یه جوری اظهار وجود کردند:‌

سردار پاسدار قاسمی که من نمیدونم تا حالا کی بوده و کجا بوده در یک سخنرانی توی شهر قم بعد از اینکه به همه از جمله کروبی و موسوی و هاشمی و خاتمی و ... کلی بد و بیراه نثار کرده گفته  خدا را شکر که بابا محمود امد و روشن شد که اینها چه کرده اند

حسینیان هم که عنوان یکی از شاه کلید های پرونده قتلهای زنجیره ای رو یدک میکشه و همیشه به قاتل بودن خودش افتخار میکنه  گفته انحلال جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب به جا و به موقع بود. دیگران درس بگیرند.

خداییش حال میکنید تو چه مملکتی زندگی میکنیم. شما از شنیدن این خبرا چه حسی پیدا میکنید؟

 

»

ارسال شده توسط مهدی

در سه شنبه 1 ارديبهشت 1389




دکتر اطاعت دمت گرم

بالاخره یه مرد توی یک برنامه سیاسی تلوزیون پیدا شد و حرف دل مردم را زد. دکتر اطلاعت در برنامه به سوی فردا با شجاعت خودش رو حامی مهندس موسوی و ارادتمند آقای کروبی (افرادی که از طرف بعضیها سران فتنه معرفی شده اند) معرفی کرد و با استناد به اصول قانون اساسی و سخنان حضرت علی (ع) نشون داد حکومتی که خودش رو پیرو حضرت علی میدونه هیچ شباهتی به حکومت حضرت علی نداره.

فقط میتونم بگم دکتر اطاعت دمت گرم

»

ارسال شده توسط مهدی

در پنجشنبه 25 دی 1388




به سوی فردا

به نام او

ظاهراْ چند روزیه که برنامه به سوی فردا از شبکه سوم صدا و سیمای میلی پخش میشه. در این برنامه معمولاْ دو نفر از جناحهای مختلف دعوت شده و در مورد حوادث بعد از انتخابات بحث میکنند.

 از نظر بنده این برنامه یه جور شعبده بازی برای سرگرم کردن مردم و فرار از بیان واقعیتها است. دولت کودتا با این برنامه علاوه بر اینکه سعی میکنه نشون بده در کشور آزادی وجود داره قویاْ ماهیت اصلی خودش (کودتا) رو پنهان میکنه. تمام افرادی که در این برنامه دعوت میشوند وجود تقلب در انتخابات رو انکار میکنند. آقای مطهری ادعا میکنه که موسوی دچار توهم شده و با ادعادی تقلب آتش به هیزم فتنه ای زده که قبلاْ توسط احمدی نژاد آماده شده و آقای کواکبیان مدعی میشه "اگر در انتخابات تقلب امکان پذیر بود بنده در حال حاضر نماینده مجلس نبودم". من نمیدونم این آقایون چقدر به حرفهای خودشون اعتقاد و اطمینان دارند ولی میدونم  از آنجایی که آقا (خامنه ای) فرمودند در انتخابات تقلب نشده کسی جرات نمیکنه در یک برنامه زنده تلویزیونی خلاف این حرف رو بزنه.

با وجود ادعای این آقایون و ادعاهای مشابه هنوز یه سوال بی جواب برای من و شاید امثال من وجود داره:

در مملکتی که از نظر ریس جمهورش قطعنامه سازمان ملل کاغذ پاره است
در مملکتی که از نظر ریس جمهورش مدرک تحصیلی هم کاغذ پاره است و ارزش نداره (سخنان ریس جمهور بعد از افشای تقلبی بودن مدرک مرحوم دکتر کردان)
در مملکتی که مصلحت نظام از هر واجبی واجب تره
در مملکتی که قباحت دروغ از بین رفته و همه از ریس جمهور و وزیر گرفته تا مردم عادی خیلی راحت دروغ میگند
در مملکتی که جون انسانها هیچ ارزشی نداره
در مملکتی که برای دگراندیشان فتوای قتل صادر میشه
در مملکتی که از دید صاحبان قدرت مردم مانند گوسفند هستند و خدا اینها (صاحبان قدرت) را آفریده تا مانند چوپان از گوسفندها مراقبت کنند
و ....

چه تضمینی وجود داره که در انتخابات تقلب نشده؟

»

ارسال شده توسط مهدی

در چهارشنبه 24 دی 1388




پروژه ترورهای زنجیره ای و پدیده ای به نام انجمن پادشاهی برای تبرئه تروریستهای واقعی--- مسیح علی نژاد

صبح که خبر ترور مسعود علیمحمدی، استاد دانشگاه تهران در یک بمب گذاری  همه جا پیچید ، خون بازی هم آغاز شد.  یعنی خونی ریخته می شود و سپس نهادهای حامی دولت  ابتدا خبررسانی می کنند و سپس سکوت و پس از آن وب سایت های مربوط به حامیان جنبش سبز  خبررسانی را آغاز می کنند و تنها  دقایق کوتاهی پس از آنکه مشخص می شود استاد دانشگاه ترور شده،  متعلق به جریان حامی موسوی بوده است، مسولیت این ترور توسط انجمن مشکوکی به نام انجمن پادشاهی ایران به  به عهده گرفته می شود و سپس  گفته می شود سخنگوی انجمن پادشاهی نیز در صدد تکذیب چنین بر می آید:  سایتی که به نام این انجمن فعالیت میکند توسط جمهوری اسلامی ادامه می شود و هیچ ارتباطی به این انجمن ندارد.

خبرگزاری های حامی دولت، فارس و شبکه خبر و پرس تی وی و حتی سخنگوی وزارت خارجه دولت  در صدد بر آمدند تا مسعود علیمحمدی را حامی دولت و بسیجی و متعهد و دانشمند هسته و چه و چه معرفی کنند و هیچ کسی حتی یک اشاره کوچک هم در این خبرهای رسمی و دولتی نکرد که آنکه ترور شده سبز بوده، از هواداران میر حسین موسوی بوده، نامش در لیست استادان دانشگاه حامی کاندیدای اصلاح طلبان بود و برگزار کننده مراسم مناظره بعد از انتخابات  در دانشگاه تهران بوده است.

در قاموس دولت دوستان ایران،  تنها ترور کسی می تواند صدر نشین خبرها شود که متعهد و انقلابی و بسیجی و هسته ای باشد. برای همین از استاد دانشگاهی که قربانی شده است، چنین تصویری ساختند و ساعاتی خبرش را روی خروجی خبرهای خود قرار دادند.  اما ماه که پشت ابر نمی ماند.

»ادامه مطلب

ارسال شده توسط مهدی

در سه شنبه 23 دی 1388




جوابی برای یک دوست

یکی از دوستان در بخش نظرات سوالاتی را مطرح کردند که بهتر دیدم دوباره اینجا مطرح کنم و در ادامه جواب خودم رو بنویسم البته طولانی شده که از این بابت معذرت میخوام:

قسمتی از صحبتهای این دوست عزیز:

اما یه سوال آیا موسوی برای شماها هم بت نشده ؟؟

شما و من چقدر موسوی رو میشناختیم ؟

مگه اون از بنیانگزاران و حامیان امام ره

نبوده خوب حالا چرا داره بر ضد نظام عمل میکنه . آیا موسوی برای شما یه بت نیست
اگه نیست چرا سمبل سبز رو روی چهره شما نشونده . شبز یعنی چی سبز یعنی رنگ مقدس دیانت و امامت چرا دیروز اون عاشقای سینه چاک به امام حسیت توهین کردن.

و این هم جواب بنده:

بزن باران که دین را دام کردند      شکار خلق و صيد خام کردند

بزن باران خدا بازیچه‌ای شد        که با آن کسب ننگ و نام کردند

 

سلام خواهر عزیزم؛ نازنین خانم

تو را خواهر خطاب کردم چراکه می‌خواهم به این باور برسم که ما ایرانی‌ها فارغ از هر دین و مذهب و عقیده‌ای که داریم حداقل به خاطر اینکه در یک کشور زندگی میکنیم و زبان مشترکی داریم با هم برادر و خواهریم و در حالیکه باید به عقیده یکدیگر احترام بگذاریم، می‌توانیم همدیگر را مورد نقد قرار دهیم.

تعجب می‌کنم چرا تنها به خاطر دیدن صحنه‌هایی از وقایع روز عاشورا در تهران و آنهم از صدا و سیمای غیر ملی اینچنین برآشفته‌ای و زود قضاوت کرده‌ای، این  کار مانند این است که بخواهیم یک کتاب را با خواندن یک سطر و یا یک صفحه از آن مورد نقد قرار دهیم، در حالیکه با خواندن کامل یک کتاب ولی با یک پیش زمینه فکری خاص نیز نمی‌توان بدرستی در مورد آن قضاوت کرد. من هم مثل شما این صحنه‌ها را از صدا و سیمای میلی دیدم و ناراحت شدم. ناراحت از تفرقه‌ای که بین مردم ایجاد می‌کنند، ناراحت به خاطر اینکه حرکت‌های اعتراضی و گسترده مردم را برای کسانی که اطلاع و آگاهی کافی ندارند به صورت آشوب و بلوا نمایش می‌دهند، ناراحت به خاطر اینکه جنبش سبز مردم ایران را که در اعتراض به یک تقلب بزرگ و آشکار در انتخابات شکل گرفت و در پی دروغگویی‌های حکومت هر روز گسترده‌تر شد به عنوان جریان فتنه نامگذاری می‌کنند. ناراحت از این همه دروغ و ریاکاری و دورویی

خواهر عزیزم، هیچ با خود فکر کرده‌ای از چنین حرکاتی، حکومت استبدادی بیشتر سود می‌برد یا مردم؟ آنچه که مسلم است حکومت با نشان دادن این تصاویر در رسانه‌های جمعی قصد دارد جنبش سبز مردم را به عنوان توهین عده‌ای آشوبگر معرفی کرده و با این بهانه به سرکوب گسترده‌تر آنها بپردازد. بنابراین اگر خوش بینانه فکر کرده و این افراد را نفوذی‌های حکومت ندانیم باید ببینیم چه بر سر مردم آورده‌اند که آنها چنین عکس العملی نشان داده‌اند. (هر چند من این نمایش را همچون پاره کردن عکس امام از حقه‌های کثیف این حکومت برای فریب مردم می‌دانم) به عنوان یک نمونه کوچک که از صحت آن اطمینان دارم عرض می‌کنم: در اصفهان و در درگیریهای مسجد حسین‌آباد، نیروهای لباس شخصی یک پیرمرد 60 ساله را که تنها برای عزاداری به مسجد رفته بود چنان مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند که از ناحیه استخوان لگن دچار شکستگی شده و اکنون در بیمارستان بستری است. شما اگر خود شاهد چنین صحنه‌ای باشی چه عکس‌العملی نشان میدهی؟

و اما در مورد بت ساختن از میرحسین موسوی: من نمی‌دانم که از کدامیک از مطالب این وبلاگ چنین برداشتی کرده‌ای ولی بدان که از نظر من، ما نباید اشتباهی را که 30 سال پیش پدرانمان مرتکب شدند دوباره تکرار کنیم. پدران ما 30 سال پیش از امام خمینی چنان بت ساختند که هیچکس جرأت کوچکترین انتقادی از او را نداشته باشد و نتیجه‌اش این شد که می‌بینیم امروز تمام افراد و ارگانهای دولتی با پاره شدن عکس امام فریاد وا اسلاما سر می‌دهند و مردم را دعوت به تظاهرات می‌کنند ولی روزیکه برادرانمان در کهریزک زیر شکنجه جان باختند و خواهرانمان مورد تجاوز واقع شدند نه تنها هیچ فریادی بر نیاوردند بلکه آقای کروبی را به خاطر افشای آن و بردن آبروی نظام مورد توهین قرار دادند. از نظر شما نظامی که جوانان وطنش را بدون محاکمه چنان شکنجه می‌کند که کشته شوند، روزنامه نگاران منتقد را در بند می‌کند، دروغگویی و فساد مالی در همه جای آن بیداد می‌کند، چگونه نظامی است؟ آیا چنین نظامی قابل دفاع است؟

در طول تاریخ همیشه انسان‌هایی که بر دنیا چشم پوشیده و در برابر ظلم و استبداد (چه دینی و چه غیر دینی) ایستاده‌گی کرده‌اند و به کرامت انسانی احترام گذاشته‌اند، قابل احترام بوده و هستند. موسوی و کروبی و هر شخصیت دیگری نیز تا وقتی در کنار مردم برای احقاق حقوق آنها تلاش کنند قابل احترام هستند و هرجا قدمی در خلاف این بردارند قابل انتقاد.

مگر امام حسین که این روزها به خاطر او سیاهپوش و عزادار هستیم به جرم آزادیخواهی و ایستادگی در برابر ظلم یزید به شهادت نرسید؟ (فراموش نکنیم که یزید به زعم خود و اطرافیانش مسلمان بود و امیرالمومنین)

و مگر نه این است که متولیان دین ما که اغلب همچون متولیان تشیع صفوی هستند، به جای افکار حسین زخمهای تنش را به ما نشان داده و می‌دهند؟! من بارها از اینان شنیده‌ام که می‌گویند تظاهر به گریه برای امام حسین (ع)  ثواب دارد ولی هیچگاه نشنیده‌ام که از مردم بخواهند هرجا ظلمی دیدند همچون امام حسین بپا خیزند، نشنیده‌ام بگویند امام حسین برای آزادی شهید شد و ... .

در سالگرد شهادت حسین به جای اینکه از هدف و افکارش برای ما بگویند، بیشتر نوحه سرایی می‌کنند تا مردم بر سرو سینه بزنند و گریه کنند. و چه زیبا سخن گفته است معلم آزادی، دکتر شریعتی: "در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند و بر حسینی می‌گریند که آزاد زیست."

و سخن آخر

جنبش سبز مردم ایران جنبش خشونت نیست بلکه جنبش نفی خشونت است، جنبش احترام به کرامت انسانی فارغ از هر دین و عقیده است، جنبش احترام به حقوق انسانی است، جنبش صداقت است، جنبش تنفر از دروغ و ریاکاری است، جنبش برابری تمام انسانها در برابر قانون است، جنبش مبارزه با ظلم و ظالم است خواه این ظالم شاه باشد خواه ولایت فقیه و رئیس جمهورش

و  البته فراموش نمی‌کنیم این سخن پیامبر اکرم را که : حکومت با کفر باقی می‌ماند ولی با ظلم نه.

 

»

ارسال شده توسط مهدی

در دوشنبه 8 دی 1388




کسی که خود را علی می نامد!!!!!!

سخنی از حضرت علی (ع) در ذهن دارم با این مضمون "منگر گوینده کیست بنگر سخنش چیست."

اینو مقایسه کنید با این جمله از صحبتهای دیروز خامنه ای: "وقتى مى‌بينند همه‌ آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اينها حمايت مي‌كند، توده‌اى از اينها حمايت مي‌كند، رقاص و مطرب فرارى از كشور از اينها حمايت مي‌كند، بايد متنبه بشوند، بايد چشمشان باز بشود، "

آقای خامنه ای نمیگه که سلطنت طلب و توده ای و رقاص و ... چی میگند فقط میگه چون اینها میگند پس غلطه اشتباه. چون اروپا میگه پس غلطه چون اوباما میگه پس غلطه!!!

این آقا با این منطق و استدلال قوی !!! توی اون نماز جمعه معروف بعد از انتخابات کم مونده بود بگه من خود حضرت علی هستم!!

 

»

ارسال شده توسط مهدی

در يکشنبه 23 آذر 1388




.:: مطالب پیشین ::.

» <-PostTitle->


صفحه قبل 1 صفحه بعد

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by zalem
Design By : SamaBlog.com