فریاد
در دنیا هیچ بن بستی نیست، یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

بالاخره یه مرد توی یک برنامه سیاسی تلوزیون پیدا شد و حرف دل مردم را زد. دکتر اطلاعت در برنامه به سوی فردا با شجاعت خودش رو حامی مهندس موسوی و ارادتمند آقای کروبی (افرادی که از طرف بعضیها سران فتنه معرفی شده اند) معرفی کرد و با استناد به اصول قانون اساسی و سخنان حضرت علی (ع) نشون داد حکومتی که خودش رو پیرو حضرت علی میدونه هیچ شباهتی به حکومت حضرت علی نداره.

فقط میتونم بگم دکتر اطاعت دمت گرم

|+| نوشته شده در پنجشنبه 25 دی 1388ساعت 12:12 توسط مهدی |

به نام او

ظاهراْ چند روزیه که برنامه به سوی فردا از شبکه سوم صدا و سیمای میلی پخش میشه. در این برنامه معمولاْ دو نفر از جناحهای مختلف دعوت شده و در مورد حوادث بعد از انتخابات بحث میکنند.

 از نظر بنده این برنامه یه جور شعبده بازی برای سرگرم کردن مردم و فرار از بیان واقعیتها است. دولت کودتا با این برنامه علاوه بر اینکه سعی میکنه نشون بده در کشور آزادی وجود داره قویاْ ماهیت اصلی خودش (کودتا) رو پنهان میکنه. تمام افرادی که در این برنامه دعوت میشوند وجود تقلب در انتخابات رو انکار میکنند. آقای مطهری ادعا میکنه که موسوی دچار توهم شده و با ادعادی تقلب آتش به هیزم فتنه ای زده که قبلاْ توسط احمدی نژاد آماده شده و آقای کواکبیان مدعی میشه "اگر در انتخابات تقلب امکان پذیر بود بنده در حال حاضر نماینده مجلس نبودم". من نمیدونم این آقایون چقدر به حرفهای خودشون اعتقاد و اطمینان دارند ولی میدونم  از آنجایی که آقا (خامنه ای) فرمودند در انتخابات تقلب نشده کسی جرات نمیکنه در یک برنامه زنده تلویزیونی خلاف این حرف رو بزنه.

با وجود ادعای این آقایون و ادعاهای مشابه هنوز یه سوال بی جواب برای من و شاید امثال من وجود داره:

در مملکتی که از نظر ریس جمهورش قطعنامه سازمان ملل کاغذ پاره است
در مملکتی که از نظر ریس جمهورش مدرک تحصیلی هم کاغذ پاره است و ارزش نداره (سخنان ریس جمهور بعد از افشای تقلبی بودن مدرک مرحوم دکتر کردان)
در مملکتی که مصلحت نظام از هر واجبی واجب تره
در مملکتی که قباحت دروغ از بین رفته و همه از ریس جمهور و وزیر گرفته تا مردم عادی خیلی راحت دروغ میگند
در مملکتی که جون انسانها هیچ ارزشی نداره
در مملکتی که برای دگراندیشان فتوای قتل صادر میشه
در مملکتی که از دید صاحبان قدرت مردم مانند گوسفند هستند و خدا اینها (صاحبان قدرت) را آفریده تا مانند چوپان از گوسفندها مراقبت کنند
و ....

چه تضمینی وجود داره که در انتخابات تقلب نشده؟

|+| نوشته شده در چهارشنبه 24 دی 1388ساعت 3:28 توسط مهدی |

صبح که خبر ترور مسعود علیمحمدی، استاد دانشگاه تهران در یک بمب گذاری  همه جا پیچید ، خون بازی هم آغاز شد.  یعنی خونی ریخته می شود و سپس نهادهای حامی دولت  ابتدا خبررسانی می کنند و سپس سکوت و پس از آن وب سایت های مربوط به حامیان جنبش سبز  خبررسانی را آغاز می کنند و تنها  دقایق کوتاهی پس از آنکه مشخص می شود استاد دانشگاه ترور شده،  متعلق به جریان حامی موسوی بوده است، مسولیت این ترور توسط انجمن مشکوکی به نام انجمن پادشاهی ایران به  به عهده گرفته می شود و سپس  گفته می شود سخنگوی انجمن پادشاهی نیز در صدد تکذیب چنین بر می آید:  سایتی که به نام این انجمن فعالیت میکند توسط جمهوری اسلامی ادامه می شود و هیچ ارتباطی به این انجمن ندارد.

خبرگزاری های حامی دولت، فارس و شبکه خبر و پرس تی وی و حتی سخنگوی وزارت خارجه دولت  در صدد بر آمدند تا مسعود علیمحمدی را حامی دولت و بسیجی و متعهد و دانشمند هسته و چه و چه معرفی کنند و هیچ کسی حتی یک اشاره کوچک هم در این خبرهای رسمی و دولتی نکرد که آنکه ترور شده سبز بوده، از هواداران میر حسین موسوی بوده، نامش در لیست استادان دانشگاه حامی کاندیدای اصلاح طلبان بود و برگزار کننده مراسم مناظره بعد از انتخابات  در دانشگاه تهران بوده است.

در قاموس دولت دوستان ایران،  تنها ترور کسی می تواند صدر نشین خبرها شود که متعهد و انقلابی و بسیجی و هسته ای باشد. برای همین از استاد دانشگاهی که قربانی شده است، چنین تصویری ساختند و ساعاتی خبرش را روی خروجی خبرهای خود قرار دادند.  اما ماه که پشت ابر نمی ماند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در سه شنبه 23 دی 1388ساعت 2:25 توسط مهدی |

یکی از دوستان در بخش نظرات سوالاتی را مطرح کردند که بهتر دیدم دوباره اینجا مطرح کنم و در ادامه جواب خودم رو بنویسم البته طولانی شده که از این بابت معذرت میخوام:

قسمتی از صحبتهای این دوست عزیز:

اما یه سوال آیا موسوی برای شماها هم بت نشده ؟؟

شما و من چقدر موسوی رو میشناختیم ؟

مگه اون از بنیانگزاران و حامیان امام ره

نبوده خوب حالا چرا داره بر ضد نظام عمل میکنه . آیا موسوی برای شما یه بت نیست
اگه نیست چرا سمبل سبز رو روی چهره شما نشونده . شبز یعنی چی سبز یعنی رنگ مقدس دیانت و امامت چرا دیروز اون عاشقای سینه چاک به امام حسیت توهین کردن.

و این هم جواب بنده:

بزن باران که دین را دام کردند      شکار خلق و صيد خام کردند

بزن باران خدا بازیچه‌ای شد        که با آن کسب ننگ و نام کردند

 

سلام خواهر عزیزم؛ نازنین خانم

تو را خواهر خطاب کردم چراکه می‌خواهم به این باور برسم که ما ایرانی‌ها فارغ از هر دین و مذهب و عقیده‌ای که داریم حداقل به خاطر اینکه در یک کشور زندگی میکنیم و زبان مشترکی داریم با هم برادر و خواهریم و در حالیکه باید به عقیده یکدیگر احترام بگذاریم، می‌توانیم همدیگر را مورد نقد قرار دهیم.

تعجب می‌کنم چرا تنها به خاطر دیدن صحنه‌هایی از وقایع روز عاشورا در تهران و آنهم از صدا و سیمای غیر ملی اینچنین برآشفته‌ای و زود قضاوت کرده‌ای، این  کار مانند این است که بخواهیم یک کتاب را با خواندن یک سطر و یا یک صفحه از آن مورد نقد قرار دهیم، در حالیکه با خواندن کامل یک کتاب ولی با یک پیش زمینه فکری خاص نیز نمی‌توان بدرستی در مورد آن قضاوت کرد. من هم مثل شما این صحنه‌ها را از صدا و سیمای میلی دیدم و ناراحت شدم. ناراحت از تفرقه‌ای که بین مردم ایجاد می‌کنند، ناراحت به خاطر اینکه حرکت‌های اعتراضی و گسترده مردم را برای کسانی که اطلاع و آگاهی کافی ندارند به صورت آشوب و بلوا نمایش می‌دهند، ناراحت به خاطر اینکه جنبش سبز مردم ایران را که در اعتراض به یک تقلب بزرگ و آشکار در انتخابات شکل گرفت و در پی دروغگویی‌های حکومت هر روز گسترده‌تر شد به عنوان جریان فتنه نامگذاری می‌کنند. ناراحت از این همه دروغ و ریاکاری و دورویی

خواهر عزیزم، هیچ با خود فکر کرده‌ای از چنین حرکاتی، حکومت استبدادی بیشتر سود می‌برد یا مردم؟ آنچه که مسلم است حکومت با نشان دادن این تصاویر در رسانه‌های جمعی قصد دارد جنبش سبز مردم را به عنوان توهین عده‌ای آشوبگر معرفی کرده و با این بهانه به سرکوب گسترده‌تر آنها بپردازد. بنابراین اگر خوش بینانه فکر کرده و این افراد را نفوذی‌های حکومت ندانیم باید ببینیم چه بر سر مردم آورده‌اند که آنها چنین عکس العملی نشان داده‌اند. (هر چند من این نمایش را همچون پاره کردن عکس امام از حقه‌های کثیف این حکومت برای فریب مردم می‌دانم) به عنوان یک نمونه کوچک که از صحت آن اطمینان دارم عرض می‌کنم: در اصفهان و در درگیریهای مسجد حسین‌آباد، نیروهای لباس شخصی یک پیرمرد 60 ساله را که تنها برای عزاداری به مسجد رفته بود چنان مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند که از ناحیه استخوان لگن دچار شکستگی شده و اکنون در بیمارستان بستری است. شما اگر خود شاهد چنین صحنه‌ای باشی چه عکس‌العملی نشان میدهی؟

و اما در مورد بت ساختن از میرحسین موسوی: من نمی‌دانم که از کدامیک از مطالب این وبلاگ چنین برداشتی کرده‌ای ولی بدان که از نظر من، ما نباید اشتباهی را که 30 سال پیش پدرانمان مرتکب شدند دوباره تکرار کنیم. پدران ما 30 سال پیش از امام خمینی چنان بت ساختند که هیچکس جرأت کوچکترین انتقادی از او را نداشته باشد و نتیجه‌اش این شد که می‌بینیم امروز تمام افراد و ارگانهای دولتی با پاره شدن عکس امام فریاد وا اسلاما سر می‌دهند و مردم را دعوت به تظاهرات می‌کنند ولی روزیکه برادرانمان در کهریزک زیر شکنجه جان باختند و خواهرانمان مورد تجاوز واقع شدند نه تنها هیچ فریادی بر نیاوردند بلکه آقای کروبی را به خاطر افشای آن و بردن آبروی نظام مورد توهین قرار دادند. از نظر شما نظامی که جوانان وطنش را بدون محاکمه چنان شکنجه می‌کند که کشته شوند، روزنامه نگاران منتقد را در بند می‌کند، دروغگویی و فساد مالی در همه جای آن بیداد می‌کند، چگونه نظامی است؟ آیا چنین نظامی قابل دفاع است؟

در طول تاریخ همیشه انسان‌هایی که بر دنیا چشم پوشیده و در برابر ظلم و استبداد (چه دینی و چه غیر دینی) ایستاده‌گی کرده‌اند و به کرامت انسانی احترام گذاشته‌اند، قابل احترام بوده و هستند. موسوی و کروبی و هر شخصیت دیگری نیز تا وقتی در کنار مردم برای احقاق حقوق آنها تلاش کنند قابل احترام هستند و هرجا قدمی در خلاف این بردارند قابل انتقاد.

مگر امام حسین که این روزها به خاطر او سیاهپوش و عزادار هستیم به جرم آزادیخواهی و ایستادگی در برابر ظلم یزید به شهادت نرسید؟ (فراموش نکنیم که یزید به زعم خود و اطرافیانش مسلمان بود و امیرالمومنین)

و مگر نه این است که متولیان دین ما که اغلب همچون متولیان تشیع صفوی هستند، به جای افکار حسین زخمهای تنش را به ما نشان داده و می‌دهند؟! من بارها از اینان شنیده‌ام که می‌گویند تظاهر به گریه برای امام حسین (ع)  ثواب دارد ولی هیچگاه نشنیده‌ام که از مردم بخواهند هرجا ظلمی دیدند همچون امام حسین بپا خیزند، نشنیده‌ام بگویند امام حسین برای آزادی شهید شد و ... .

در سالگرد شهادت حسین به جای اینکه از هدف و افکارش برای ما بگویند، بیشتر نوحه سرایی می‌کنند تا مردم بر سرو سینه بزنند و گریه کنند. و چه زیبا سخن گفته است معلم آزادی، دکتر شریعتی: "در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند و بر حسینی می‌گریند که آزاد زیست."

و سخن آخر

جنبش سبز مردم ایران جنبش خشونت نیست بلکه جنبش نفی خشونت است، جنبش احترام به کرامت انسانی فارغ از هر دین و عقیده است، جنبش احترام به حقوق انسانی است، جنبش صداقت است، جنبش تنفر از دروغ و ریاکاری است، جنبش برابری تمام انسانها در برابر قانون است، جنبش مبارزه با ظلم و ظالم است خواه این ظالم شاه باشد خواه ولایت فقیه و رئیس جمهورش

و  البته فراموش نمی‌کنیم این سخن پیامبر اکرم را که : حکومت با کفر باقی می‌ماند ولی با ظلم نه.

 

|+| نوشته شده در دوشنبه 8 دی 1388ساعت 8:49 توسط مهدی |

سخنی از حضرت علی (ع) در ذهن دارم با این مضمون "منگر گوینده کیست بنگر سخنش چیست."

اینو مقایسه کنید با این جمله از صحبتهای دیروز خامنه ای: "وقتى مى‌بينند همه‌ آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اينها حمايت مي‌كند، توده‌اى از اينها حمايت مي‌كند، رقاص و مطرب فرارى از كشور از اينها حمايت مي‌كند، بايد متنبه بشوند، بايد چشمشان باز بشود، "

آقای خامنه ای نمیگه که سلطنت طلب و توده ای و رقاص و ... چی میگند فقط میگه چون اینها میگند پس غلطه اشتباه. چون اروپا میگه پس غلطه چون اوباما میگه پس غلطه!!!

این آقا با این منطق و استدلال قوی !!! توی اون نماز جمعه معروف بعد از انتخابات کم مونده بود بگه من خود حضرت علی هستم!!

 

|+| نوشته شده در يکشنبه 23 آذر 1388ساعت 3:48 توسط مهدی |

صفحه قبل 1 صفحه بعد
بالا