فریاد سبز


..

RSS


منوی اصلی

» صفحه نخست
»
ايميل ما
»
آرشيو مطالب
» پروفایل مدیر وبلاگ
» لينك آر اس اس
» عناوین مطالب وبلاگ
» طراح قالب

موضوعات
» نامه ها و بیانیه ها
» موسوی
» کروبی
» سایر نامه ها و بیانیه ها
» طنز
» ابراهیم نبوی
» کاریکاتور
» مقالات سیاسی
» مقالات سایت روز آنلاین
» دست نوشته ها
» نوشته های مسیح علی نژاد
» سایر موضوعات
» شعر
» خبر
» خواندنی ها
» مطالب دیگر

.:: عناوین مطالب وبلاگ ::.

آرشیو ماهانه
» <-ArchiveTitle->

لينک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» فصل سبز من
» مهدی ظهرابی
» پرنیان سبز
» وب سایت رسمی مهندس عباس امیرانتظام
» ملي مذهبي ها
» احترام آزادی
» سخنان دکتر شریعتی
» روزنه ای به سوی امید
» امیر (یه رهگذر)
» عاشقانه های کویر
» درنا
» دیوید
» نوشته های مسیح علی نژاد
» محمد نوری زاد
» بچه جنوب شهر
» سالهای سوخته
» عبدالعلی بازرگان
» ما تنهای تنهاییم
» خطی که از دل برمی خیزد
» فرید صلواتی
» مهاجرانی
» کلمه

آمار بازدید

نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران

جـــرس: مهدی کروبی روز یکشنبه ٣۰ خرداد ماه ۸۹ در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: "حقی که ظالمانه از شما ستاندند ننگی است که با هیچ رنگی پاک نخواهد شد" وی در این پیام تاکید کرد: "یک سال پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم، با توجه به آنچه با رای شما کردند و خون هایی که برای احقاق حقوق شما ریخته شد، بار دیگر با صراحت و صداقت اعلام می کنم که بر سر پیمان خویش با شما تا پایان این راه ایستاده و آماده ام تا با هر کس که به نمایندگی از سوی حاکمیت معرفی شود به مناظره بنشینم."

کروبی در پیام تفصیلی خود، خطاب به مردم ایران یادآوری کرد "آن رایی که از شما دزدیدند و حقی که ظالمانه از شما ستاندند، ننگی است که با هیچ رنگی پاک نخواهد شد. آنچنانکه پس از یکسال به رغم تمام فشارها و ارعاب ها نه تنها مطالبه حق خواهانه شما به فراموشی سپرده نشده بلکه این تحول خواهی بر اساس یک شبکه اجتماعی گسترده در لایه های مختلف اجتماعی نیز رسوخ کرده است و این گسترگی اجتماعی چیزی نیست که بتوان با سرکوب و ارعاب و بازداشت و دادگاههای فرمایشی از میان برد."

دبیرکل حزب اعتمادملی همچنین تاکید کرد "مگر می شود با کهریزکی کردن مردم و آباد کردن قبرستان ها درک شعور و حق پرسش را از مردم سلب کرد و به بهانه نظر رهبری به مراجع و بیت و یاران امام با توسل به اوباش حمله کرد و اصول قانون اساسی را زیر پای سرکوبگرانه خود له کرد؟"

متن بیانیۀ مهدی کروبی به شرح زیر (ادامه مطلب) می باشد:

(نسخه قابل پرینت را میتونید از اینجا دانلود کنید)

»ادامه مطلب

ارسال شده توسط مهدی

در دوشنبه 1 تير 1389




کروبی: یاوران قتل های زنجیره ای مروجان خط امام شده اند

باسمه تعالی
 

حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج سید حسن خمینی فرزند برومند یادگار گرانقدر حضرت امام قدّس سّرهما

با عرض سلام و تسلیت مجدد به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام به حضور جنابعالی و سایر اعضاء بیت شریف امام راحل، حادثه دلخراش روز 14 خرداد و توهین و جسارت به حضرتعالی در جوار مرقد مطهر و در حضور صدها هزار زائر و عزادار که از نقاط دور و نزدیک به منظور عرض تسلیت و ابراز همدردی به حضور اعضاء آن بیت شرافتمند و عزاداری و تجدید عهد با آرمانهای بلند رهبر محبوب و فقید خود به آن مکان مقدس آمده بودند موجب تأسّف و تأثّر شدید و جریحه دار شدن وجدان و احساسات همۀ عاشقان و دلباختگان امام راحل و ازجمله اینجانب گردید.

صبر و شکیبائی برای حضرتعالی و سایر منسوبان امام عزیز در برابر این مظلومیت و بی حرمتی را از خداوند متعال خواستارم و لازم می دانم نکاتی را یادآوری کنم:


1- اینجانب از زمانی که اطّلاع یافتم ادارۀ ستاد برگزاری مراسم سالگرد امسال عملاً بدست بخشی از نیروهای مسلّح افتاده است بشدّت نگران شده و مطمئن بودم این مراسم ختم به خیر نخواهد شد ولی این حد از وقاحت و بیشرمی را تصوّر نمی کردم و لذا چند روز قبل نسبت به حوادث تلخ آن روز هشدار داده بودم.


2- حضرتعالی خوب می دانید که این جماعت اندک سازمان دهی شده و آموزش دیده حسابشان از خیل عظیم عاشقان امام و دوستداران فرزندان و بستگان ایشان به خصوص شخص حضرتعالی جداست.
 

3- یاران امام راحل هم اکنون، امکان دفاع از خود و سیره امام در هیچ رسانه ای را ندارند ولی در روزنامه ها و سایت هائی که از بیت المال مسلمین اداره می شوند، در تحریف کردن بیانات و سیرۀ امام و نسبت های ناروا و غیر واقعی به آن رهبر فرزانه فرو گذار نکرده و نمی کنند. فراموش نمی کنیم در این روزنامه ها با زشت ترین تعبیر نوۀ امام را به فرزند ناصالح حضرت نوح (ع) تشبیه کردند.


4- چندی است که زحمات جمعی از انسان های دلسوز انقلاب و نظام و صاحب اندیشه و قلم را زیر سؤال می برند و انتظار دارند که مؤسسه در اختیار جمعی انحصار طلب و تنگ نظر قرار گیرد. به حق که پدر شما فرزند و دست پرورده و شاگرد آن حکیم دور اندیش بود که مکرر به اینجانب که مدیریت مجلس سوم را داشتم تأکید می کرد هر چه زودتر قانون مؤسسه نشر تصویب شود که درتأخیر آفت است. مصوبه مذکورازافتخارات مجلس سوم است که در پایان آن دوره از مجلس 41 نفر از نمایندگان رد صلاحیت شدند؛ از جمله نائب رئیس و همسر رئیس جمهور شهید. البته قابل تذکر است دلیل حذف آنها تصویب قانون
مذکور نبود.


5- ای فرزند یادگار امام ! و اعضاء بیت شریف امام راحل! بدانید که مرحوم احمد آقا خمینی زود رفت و رنج، محنت و مظلومیت را برای شما باقی گذاشت، خود را برای تحمّل همه شدائد آماده کنید. چنانچه نیروهای خبیث پشت پرده از تکرار این گستاخی ها پرهیز و خودداری نکنند، جفاها، ستمها و فشارهایی که به مرحوم حاج سید احمد آقا وارد کردند همچنین افراد و اشخاصی که برای تحقیر و توهین به فرزندان آن عزیز سفر کرده وصیت دست کاری شده منتشر می کنند از حوادثی که بر او رفت برای ملت شریف ایران و همچنین آیندگان روشنگری خواهیم کرد ، تا عدم صداقت آنها برای مردم ثابت شده و بیشتربدانند که برای آقایان همه چیز ابزاری است.


6- شما قطعاً اطّلاع دارید که امروز مروّج و مفسّر خط امام کسانی شده اند که در برابر امام صف بندی کرده بودند و یاور شرکاء در قتل های زنجیره ای بودند ! و از آن سوی یاران نزدیک امام اجازه سخن گفتن درباره امام را ندارند !!


7- آری امروز جریانی با تمسّک به جمله ای از امام که در مقام رحمت و رأفت وگذشت و چشم پوشی از لغزشهای گذشته و استفاده از نیروهای کارآمد فرمود که "میزان حال فعلی افراد است" تمامی یاران و نزدیکان امام را طلحه ها و زبیرهای زمان قلمداد کرده در حالی که بهتر است حوادث صدر اسلام را از رو ارتحال پیامبر اکرم و مراسم تشییع و تدفین آن حضرت و دادخواهی تنها یادگارش فاطمه زهرا (س) و جلوگیری از ایراد خطبه آن حضرت در مسجد پیغمبر تحلیل شود و شاید بدین نتیجه رسید که حوادث بعدی از جمله تبعید شدن ابوذر غفاری و ماجرای طلحه و زبیر ریشه در آن زوایای انحرافی اولیه دارد.


و آخر دعوانا انّ الحمدلله ربّ العالمین

مهدی کروبی

16/3/89

»

ارسال شده توسط مهدی

در 16 خرداد 1389




کروبی: ملت ایران، تحقیر شده است

در نامه به آیت الله موسوی اردبیلی اعلام شد

جرس: مهدی کروبی در نامه ای به آیت الله العظمی موسوی اردبیلی با انتقاد شدید از شرایط حاکم بر قوه قضائیه ، مجلس و دولت گفت: متاسفانه برخی نمایندگان مجلس به عنوان وکیل الدوله و نماینده نهادهای امنیتی و نظامی و "پیاده نظام چکمه پوشان" ایفای نقش می کنند... قوه قضائیه به عنوان ابزار حاکمیت و نهاد های امنیتی و نظامی تبدیل شده است و هیچ زمانی به اندازه اکنون نیروهای نظامی و امنیتی در دستگاه قضا حضور نداشته اند و از طرف دیگردستگاه قضا به نهادی برای ایجاد ارعاب و بازداشت تبدیل شده است... رئیس دولت ایران با رفتارهای عجیب وغریب و منحصر به فرد و عطشی که برای سفر خارجی دارد موجب تحقیر ملت ایران در دنیا شده است.

 به گزارش سحام نیوز، متن کامل این نامه بدین شرح است:

بسمه تعالی

حضرت آيت‌الله العظمي حاج سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي

با سلام و احترام

در روزگار سختي به سر مي‌بريم و مي‌دانم كه حضرتعالي بهتر از من نسبت به شرايط آگاه هستيد و بارها شنيده‌ام كه با بيان مطالبي متفاوت نگراني‌هاي خودتان را مطرح كرده‌ايد. اين روزها حتي بسياري به‌عنوان مأمن و پناهگاه به منزل شما مراجعه كرده‌اند و از برخوردهايي كه با عزيزانشان مي‌شود با شما سخن گفته‌اند و البته مي‌دانم كه حضرتعالي نيز بسيار از اين شرايط ناراحت شده و اقداماتي را براي پيگيري قضايا داشته‌ايد. مطلع شده‌ام در اين راستا ديدارهايي داشته‌ايد و به گفت‌وگو براي حل قضايا پرداخته‌ايد. با اطلاع از اين شرايط تصميم بر آن گرفتم تا از جايگاه يكي از دلسوزان اين نظام و كشور با نگارش نامه‌اي نگراني‌هايم را با شما در ميان گذارم.


آنچه كه موجب شد حضرتعالي مخاطب نامه اينجانب قرار گيريد، تلاش‌هايتان براي شكل‌گيري نظام در كنار بنيانگذار آن و نقش مهمتان در استقرار نظام به‌عنوان يكي از اعضاي شوراي انقلاب، اولين دادستان كل كشور، رياست قوه قضائيه و ديوان عالي كشور پس از شهيد بهشتي و حضور در جايگاه امامت جمعه تهران براي سال‌هاي متمادي و مهم‌تر از همه وداع با قدرت براي رونق بخشيدن به حوزه‌هاي علميه بوده است كه همگي به‌خصوص قرار گرفتن در جايگاه مرجعيت ايجاب مي‌كند كه از يك طرف به عنوان وظيفه شرعي و از طرف ديگر احساس مسووليت نسبت به نظامي كه هم در استقرار و هم تثبيت آن نقش موثري داشته‌ايد، براي عبور از فضاي فعلي و نجات كشور از طريق انتقال واقعيت‌هاي جامعه به بزرگان نظام رسالت خويش را به‌منظور برون‌رفت از فضاي فعلي ايفا نماييد، همچنانكه تاكنون نيز عليرغم همه محدوديت‌ها در اين عرصه تلاش نموده‌ايد.


جناب آقاي موسوي اردبيلي؛ طبيعي است كه هر كشوري همواره با فراز و نشيب‌هايي روبه‌رو است ولي شرايط حساسي كه اكنون كشور ما در آن قرار گرفته است موجب شده است كه يكي از استثنايي‌ترين وضعيت‌ها را در طول تاريخ با آن مواجه باشيم كه بعنوان نمونه به مواردي از آن در عرصه‌هاي مختلف اشاره مي‌نمايم.


۱- قانون اساسي بعنوان ميثاق شهروندان و اداره‌ كنندگان جامعه كه بايد سرلوحه و منشور محكمي براي اداره جامعه تلقي شود و روابط نهادهاي حاكميت با يكديگر و همچنين حاكميت با شهروندان را تنظيم نمايد. بر همين اساس رئيس‌جمهور و نمايندگان در بدو تصدي خود سوگند ياد مي‌نمايند كه پاسدار و حافظ آن بوده و براي اجراي آن تلاش نمايند که امروزه به بوته فراموشي سپرده شده و صحبت از قانون اساسي به‌ويژه فصل مربوط به حقوق ملت در نظر حكومت‌گران به ذنب لايغفري تبديل شده است. چه بسيار از نخبگان ملت به دليل بحث از اين اصول، آزادي آنها سلب و به زندان افتاده‌اند و يا حقوق آنها به نحوي محدود شده است كه از خدمت به كشور در عرصه‌هاي مختلف به بهانه عدم صلاحيت محروم گرديده‌اند. متاسفانه اداره‌كنندگان كشور به جاي توجه به قانون اساسي و برنامه‌ريزي براساس نظرات كارشناسي و تخصصي با تصميمات خلق‌الساعه و استفاده از رمالي و جادوگري و به مسخره گرفتن مقدسات ديني كه جز از آسيب ديدن بنيان‌هاي ديني و معنوي جامعه ارمغاني نداشته، بزرگ‌ترين هزينه را بر كشور، شهروندان و دين روا داشته‌اند.


۲- مهم‌ترين رهاورد انقلاب اسلامي ما خط بطلان كشيدن بر استبداد 2500 ساله شاهنشاهي و حاكميت مردم بر سرنوشت اجتماعي خودشان بوده است كه در اصلي‌ترين شعار انقلاب «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» متبلور بود. متاسفانه برخلاف آنچه كه مشي عملي بنيانگذار نظام بود، يعني حكومت بر قلوب مردم، با سلب بديهي‌ترين آزادي‌هاي مشروع شهروندان و ايجاد جو امنيتي و پليسي در جامعه، آرامش از جامعه سلب شده است به نحوي كه شهروندان به‌خصوص قشر آگاه، نخبگان و دانشگاهي و بدون اغراق همه اقشار جامعه در بدترين وضعيت روحي و رواني و بدون اميد به آينده خود و فرزندانشان گذران زندگي مي‌نمايند.
متاسفانه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه به تعبير حضرت امام (ره) مي‌بايست در راس امور بوده و از انحراف كشور از مسيري كه قانون اساسي ترسيم نموده جلوگيري نمايند، باتوجه به سازوكارهايي كه در جهت فرمايشي شدن انتخابات توسط شوراي نگهبان اعمال شده است، به جز گروه اندكي از نمايندگان اصلاح‌طلب و اصولگراي منصف كه با درك واقعي از شرايط جامعه دلسوزانه نظرات خود را ابراز مي‌نمايند، به‌عنوان وكيل ‌الدوله و نماينده نهادهاي امنيتي و نظامي و پياده‌نظام چكمه‌پوشان در ايجاد اين فضا، خود نقش موثري را ايفا مي‌نمايند. قوه‌قضائيه كه بايد به‌عنوان قوه‌اي مستقل براساس تصريح قانون اساسي پشتيبان حقوق و آزادي‌هاي مشروع شهروندان باشد و به صورت بيطرفانه براساس اصل بيطرفي دادرس به فصل خصومت پرداخته و در پرونده‌هايي كه يك طرف آن حاكميت است با حضور هيات منصفه و به صورت علني به اتهامات سياسي و مطبوعات رسيدگي نمايد، كه فلسفه آن اين است كه هيات منصفه كه نمايندگي افكار عمومي را برعهده دارد درخصوص مجرميت يا عدم مجرميت و استحقاق تخفيف مجازات يا عدم استحقاق اظهارنظر نمايند، به عنوان ابزار حاكميت و نهادهاي نظامي و امنيتي تبديل شده است. تا جايي كه با كمال تاسف رئيس قوه‌قضائيه به عنوان قاضي القضات، وظيفه خود را دفاع تمام قد از دولت مي‌داند و به آن افتخار مي‌نمايد، غافل از آنكه قانون اساسي تمامي شهروندان حتي شخص رهبر را در مقابل قانون مساوي اعلام كرده است. حال اگر رسالت قوه‌قضائيه دفاع تمام قد از دولت است، پس شهروندان اين كشور كه مورد ظلم و اجحاف حكومت واقع مي‌شوند دعواي خود را بايد به كجا ببرند.


جاي تاسف است كه در شرايط فعلي هيچ مرجع قضايي كه پناهگاه مردم باشد وجود ندارد، گويي كه دستگاه قضا تنها شكل نماديني است كه عنواني از آن باقي مانده و قرار نيست كه مسوولانه و بدون دخالت گرايش سياسي به بررسي مسائل پس از انتخابات بپردازد. حضرتعالي كه از آغاز انقلاب تا پايان دوران حضورتان در سمت‌هاي حكومتي در دستگاه قضايي حضور داشتيد به خوبي مي‌دانيد كه هيچ زماني به اندازه اكنون نيروهاي نظامي و امنيتي در دستگاه قضا حضور نداشته‌اند به طوري كه اختيارات اين قوه را محدود يا سلب كنند. هانطور كه آگاه هستيد در حوادث پس از انتخابات تعداد بسياري از نيروهاي انقلابي و شهروندان تنها به خاطر اعتراض به نتيجه انتخابات بازداشت شده و يا كشته و مجروح شدند و توسط نيروهاي بسيج و لباس شخصي‌ها بسياري از اموال مردم تخريب شد و البته اين روند هنوز ادامه دارد و هر روز بسياري از نيروها احضار و بازداشت مي‌شوند.


به گفته برخي از كساني كه آزاد مي‌شوند بازجوها مي‌گويند كه تعيين حكم در اختيار آنها و نهادهاي ديگر است و قاضي و دستگاه قضايي در اين باره تصميم گيرنده نيست و اكنون به جاي آنكه دستگاه قضايي تامين‌كننده امنيت مردم باشد به نهادي براي ايجاد ارعاب و بازداشت تبديل شده است. شما شاهد وضعيت مطبوعات، دانشگاه‌ها، روحانيون و گروه‌هاي سياسي و صنوف مختلف هستيد كه در خفقان و فشار قرار دارند. برخوردهايي با تعدادي از دراويش صوفي، شيعه اثني عشري كه جزو شهروندان ايران هستند و از حق زندگي در كشور برخوردارند، مي‌شود و به آنها اجازه داده نمي‌شود كه حتي مراسم‌هاي مذهبي‌شان را برگزار كنند و با تهمت و افترا بسياري از آنها را بازداشت كرده و احكام سنگيني برايشان صادر مي‌كنند. آخر اين چه دستگاه قضايي است كه به جاي دفاع از مردم اعم از همه گروه‌ها و اقليت‌هاي ديني، مذهبي و قومي به موازات ديگر نهادها، با آنها برخورد امنيتي و پليسي مي‌كند؟


۳- شما جزو نزديك‌ترين ياران حضرت امام هستيد و از نزديك با آرا و انديشه‌هاي ايشان آشناييد. همان‌طور كه مي‌دانيد حضرت امام سرمايه‌‌اي هستند كه با انگشت تدبير و با جايگاه علمي و معنوي‌شان توانستند اين انقلاب را به پيروزي برسانند، ايشان 15 سال براي به ثمر رسيدن اين انقلاب تلاش و مبارزه كرده و در حالي كه از وطن دور بودند اين نهضت را رهبري كردند. 10 سال در درون اين نظام حضور داشتند و اكنون 21 سال از رحلت ايشان مي‌گذرد. اما متاسفانه در طول اين سال‌ها به جاي آنكه از مواضع و انديشه‌هاي ايشان به صورت جامع سخن گفته شود تا نسل جديد با انديشه‌هاي وي آشنا گردند، متاسفانه از سوي جرياني خاص به صورت گزينشي و بدون توجه به شان نزول سخنان مواضع، آرا و انديشه‌هاي امام خميني براساس سليقه و مصلحت خودشان مطرح مي‌شود. مصيبت‌بارترين مساله‌اي كه اخيرا مطرح شده است و براي اولين بار چنين روندي را شاهد بوديم، اينكه در روزهاي اخير دادستان محترم تهران براي توجيه اقدام تشكيلات قضايي در رابطه با اعدام 5 نفر از شهروندان ايراني و در پاسخ به مواضع كانديداهاي معترض انتخابات و به‌ويژه در رد سخنان نخست‌وزير زمان امام به سال 67 اشاره كرده و اعلام مي‌كند كه چرا آقاي موسوي در آن زمان به اعدام‌هايي كه با حكم حضرت امام صورت گرفت اعتراض نكردند. ايشان همان حرفي را مي‌زند كه دشمن مي‌گويد. تاكنون كسي در اين باره اين گونه حرف نزده است، چرا كه تاكنون هيچگاه ريز آن قضايا بررسي نشده و چرايي آن مشخص نيست و هنوز ماجرا در ابهام قرار دارد و معلوم نيست كه تا چه اندازه امام در اين ماجرا دخالت داشته‌اند و به نظر مي‌رسد كه ايشان براي توجيه عملكرد فعلي دستگاه قضايي در اين شرايط چنين مسائلي را بيان مي‌كند. اگرچه هدف اصلي وي از اين صحبت‌ها تهديد متعرضين به روش حكومتداري آقايان است اما غافل از آنكه كسي كه وارد اين صحنه‌ها شده اين تهديدها برايش ارزشي ندارد و هراسي در ادامه مسير و هدف به خود راه نمي‌دهد.


جاي ‌شگفتي است كه هيچ‌گاه از سوي اين آقايان درباره بعد رحماني، بخشش، قانون‌گرايي و دقت در حفظ حقوق شهروندي كه امام نسبت به آن تاكيد داشتند سخني گفته نمي‌شود؟ چرا كسي درباره فرمان 8 ماده‌اي حضرت امام كه در آن شرايط تدوين شد حرفي نمي‌زند؟ حضرتعالي به خوبي در جريان برخوردي كه حضرت امام با نگارنده نامه اهانت‌آميز و تند نسبت به ايشان كه از سوي يك پيرمرد روحاني نوشته شده بود، آگاهيد. شما در آن زمان رئيس ديوان عالي كشور بوديد. حتما يادتان هست كه در همان زمان وقتي امام در جريان متن نامه قرار مي‌گيرد به شما توصيه مي‌كنند كه مبادا با نويسنده نامه برخوردي شود و تاكيد مي‌كنند كه حرمت نويسنده نگاه داشته شود. چرا هيچ‌گاه از اين موضوع حرفي زده نمي‌شود كه وقتي حضرت امام شنيدند كه براي يكي از مسوولان شنود گذاشته‌اند به شدت ناراحت شدند و گفتند كه بايد فردي كه اين كار را انجام داده است را شلاق بزنند؛ چرا از اين نمي‌گويند كه امام مي‌فرمود اگر كسي به صورت يك زنداني سيلي بزند بايد مجازات شود؛ چرا از تاكيدي كه امام براي رعايت حقوق شهروندان داشتند و تذكراتي كه در اين باره به مسوولان مي‌دادند حرفي زده نمي‌شود. چرا از اينكه حضرت امام دستوري مبني بر عزل يك قاضي به علت تخلفي كه كرده بود دادند و حتي گفتند كه او مجازات شود چيزي گفته نمي‌شود چرا از سعه صدر و تحمل نقد و انتقاد ايشان براي اداره حكومت سخني نمي‌گويند.

چرا نمي‌گويند فردي كه توسط ديگري شكنجه شده بود و مضروب بود وقتي كه فرد شكنجه شده ضارب را دستگير مي‌كند و ضارب در اختيار اوست امام مي‌فرمايند كه تو گرچه توسط اين شخص شكنجه شده‌اي ولي حق هيچگونه برخوردي با او نداري و او را بايد به دستگاه قضايي بسپاري تا دستگاه قضا براي او حكم صادر كند.

بنابراين خوب است كه اگر مواضع امام گفته مي‌شود مواضع واقعي ايشان با ذكر زمان و شان نزول گفته شود تا شناخت واقعي نسبت به وي در اذهان جامعه نقش ببندد.

۴- يكي ديگر از مواردي كه اين روزها موجب تاثر جامعه شده است تخريب چهره‌هاي انقلابي و سرمايه‌هاي نظام است. كاملا مشهود است جرياني كه انديشه امام را برنمي‌تابد چنين با خشونت به ياران نزديك حضرت امام مي‌تازد و حتي بيت امام و چهره‌هاي بزرگ و انقلابي يورش مي‌برند و تخريب مي‌كنند. آيا پس از گذشت سي و يك سال از پيروزي انقلاب اسلامي، ‌جمهوري اسلامي بايد اينگونه از زحمات و تلاش‌ها و ايثارگري‌ها كساني كه خدمت كرده‌اند قدرداني كنند.


۵- در بخش مهم ديگر اداره امور متاسفانه وضع اقتصادي كشور به اندازه‌اي نابسامان است كه قابل گفتن نيست. وضع بانك‌ها، ركود مالي، بيكاري، نابساماني مديريت اقتصادي، بي‌انضباطي مالي، گشاده‌دستي بي‌حد و حدود از جيب ملت، توقف پروژه‌هاي عمراني در بخش‌هاي مختلف به‌ويژه بخش نفت، تورم و گراني بيش از هر زمان ديگر براي همه مردم مشهود است و اين موضوعي است كه حتي متاسفانه دولتي كه از بي‌آلايشي و سادگي سخن مي‌گويد و آن را در بوق و كرنا مي‌كند، هنوز نتوانسته ساده‌ترين گره‌هاي اقتصادي مردم را باز كند و هر روز تنها با طرح مسائلي چون وقوع زلزله، افزايش جمعيت و كوچ از تهران و تعطيلاتي نسنجيده و عجولانه كه بارها اخبار ضد و نقضي درباره آن منعكس مي‌شود به سرگرم كردن خود و مايه نگراني براي مردم مي‌شود. به نظر مي‌رسد كه عدم توفيق دولت در ساماندهي وضع اقتصادي مردم باعث مي‌شود كه آنها به روال هميشه شان در طول سال‌هاي گذشته انگشت اتهام به سوي مسوولان گذشته دراز كنند تا همه تقصيرات را بر گردن آنها بياندازند و در همين شرايط وقتي گزارش‌هاي ديوان محاسبات منتشر مي‌شود تاكيد دارد كه دولت فعلي تنها بيش از 2 هزار تخلف مالي در بودجه سال 85 دارد و برخي از ارقام مفقود است و در همين حال رئيس بازرسي كل كشور گزارش‌هايي نگران‌كننده و مهمي از مفاسد در درون دولت مي‌دهد.

۶- نكته ديگري كه براي مردم شنيدني تلخ است رفتارهاي غيرديپلماتيك رئيس دولت فعلي است؛ عرصه ديپلماتيك در دنيا آداب و رسوم خاصي خود را دارد و رئيس‌جمهور هر كشوري كانون غرور يك ملت است ولي رئيس دولت فعلي ايران با رفتارهاي عجيب و غريب و منحصر به فرد موجب تحقير ملت ايران در دنيا شده است. وي كه عطش سفر خارجي دارد با سخنان خود و مكاتباتي كه هيچ‌گاه به او پاسخ داده نمي‌شوند (تاسف‌بارتر آنكه برخي ملبسين به لباس روحانيت چنين نامه‌هاي سخيفي را با نامه‌هاي پيامبر در صدر اسلام تشبيه مي‌نمايند) موجبات وهن كشور را در عرصه جهاني فراهم كرده است و براي جبران اين ناكامي‌ها با كشف كشورهايي كه جغرافيدانان هم براي پيدا كردن آن بايد با ذره‌بين، آنها را در نقشه جهان پيدا كنند با حاتم‌بخشي‌هايي از جيب ملت تلاش مي‌نمايد كه چنين در افكار عمومي القا نمايند كه از متحداني در دنيا برخوردارند. انعقاد قراردادهايي كه براي ساليان متمادي كشور را متعهد به دولت‌هاي ديگري می نمايد و سرمايه‌گذاري‌هاي ايران در كشورهایی كه منافع چندانی برای کشور ندارد، غيرقابل توجيه و غیر منطقي است. براساس ضرب‌المثل قدیمی چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است.

در پايان از خداوند براي حضرتعالي عافيت و سلامت آرزو نموده و اميدوارم كه اقدامات حضرتعالي به هر نحو كه مصلحت مي‌دانيد، سربلندي ملت بزرگ ايران آسايش، آرامش و امنيت كشور را به معناي واقعي در پي داشته باشد.

مهدی کروبی
30/02/89

»

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 8 خرداد 1389




کروبی: قطار جمهوری اسلامی از مسیر اصلی منحرف شده است

عده ای برای بقای در قدرت درصدد حذف جمهوریت و مردم هستند

جرس:به گفته کروبی "نظام مبتنی بر آرای مردمی ما چنان است که مردم با آرای خویش، نمایندگانی را انتخاب می کنند تا از طریق مجلس خبرگان، بر عملکرد رهبری نظارت کنند، نمایندگانی را انتخاب می کنند تا از طریق مجلس، ضمن تدوین قوانین کشور، بر حسن عملکرد دولت منتخب خود نیز نظارت دائمی داشته باشند و به همین ترتیب در انتخاب مستقیم و غیر مستقیم و نظارت بر عملکرد سایر مسوولین نظام در رده های مختلف نقش بی چون و چرای خود را ایفاء می نمایند و اینچنین است که کالبد جمهوری اسلامی با دمیده شدن روح مردم خویش (نقش آرای ملت) جان گرفته و معنا می یابد. ولیکن بدلیل آنکه عده ای جهت بقاء خویش در قدرت اجرایی کشور در جهت حذف جمهوریت و نقش ملت هستند، متاسفانه ما و شما اکنون شاهد انحراف قطار جمهوری اسلامی از مسیر اصلی خود هستیم."  

 


این اظهارات در ملاقات با جمعی از اقشار مختلف جامعه از جمله فرهنگیان، پزشکان و پرستاران و خانواده های شهدا با دبیرکل حزب اعتماد ملی بیان شد.

 

به گزارش سحام نیوز ، در ابتدای این دیدار افرادی به نمایندگانی از قشر و صنف اجتماعی خویش، ضمن انتقاد و ابراز نگرانی از وضعیت کنونی کشور، سوالاتی را مطرح نمودند.

حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی ضمن خوش آمد گویی، فرارسیدن سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) را به عموم مسلمانان جهان علی الخصوص شیعیان و ایرانیان عزیز تسلیت گفته و سپس ضمن ایراد صحبتهایی کوتاه، به پاسخ گویی سوالات میهمانان پرداختند.

»ادامه مطلب

ارسال شده توسط مهدی

در يکشنبه 27 ارديبهشت 1389




نامه مهدي كروبي به دادستان تهران: چرخ تواب سازي را متوقف كنيد

جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی
دادستان محترم تهران


با سلام


مدتي بود كه اخبار متواتري در باب تحت فشار قرار دادن آقای محمد داوری سردبیر سایت سحام نیوز كه بیش از هشت ماه است در بازداشت به سر می برد، براي اعتراف گيري عليه اينجانب و پرونده تجاوزهاي پس از انتخابات مي شنيدم. تا اينكه چند روز پيش در خبرها به نقل از خانم مينا جعفري وکیل آقاي داوري نيز خواندم كه موكل شان را تحت فشار قرار داده اند تا علیه من اعتراف کند و ماجرای تجاوزهای پس از انتخابات در زندانها را دروغ بخواند و مستندات آن تجاوزها را تکذیب کند بلکه این ماجرا ختم به خیر شود و قبای آقایان که پیشتر هم گفته بودم لای در گیر کرده است، آزاد شود و نفسی راحت بکشند. ای عجب از کسانی که می خواهند آن لکه ناپاک را با دروغی پاک کنند؛ وچه خوش خیال که انگار با چنین ترفندها و اعتراف گیری هایی می توان عقل از مردم برد و آفتاب حقیقت را زیر خاک کرد.


جناب آقای دادستان!


اعتراف گيري و تواب سازي چه سودي دارد؟ برای اطلاع شما و دیگران اعلام می کنم که مسئولیت تمام اسناد و مدارک و فیلم هایی که من از تجاوزها و شکنجه ها ارائه کرده ام تنها با خودم است و نه آقای داوری و نه هیچ کس دیگری دخیل در این ماجرا نبوده است که اکنون ضرورتی برای اعتراف گیری از آنها وجود داشته باشد؛ و بدین ترتیب اعتراف گیران زحمت خود می برند و بر خستگی خود می افزایند. آیا این همه سیاهکاری که رخ داد کافی نبود که اکنون ماشين ترور شخصیت، همچنان به کار خود ادامه می دهد و به دنبال قربانی کردن افرادی دیگر است، آن هم فردی که تنها یک فیلمبردار بوده است، آن هم در شرایطی که من خود مسئولیت تمام آن مستندات را بر عهده می گیرم. نمی دانم که شما درباره ماجرای تجاوزها از آغاز تا به امروز و مستنداتی که من ارائه کرده ام تا چه حد در اطلاعید. مقام شما ایجاب می کند که از عمق ماجرا با خبر باشید. اما باز هم صرفا برای اطلاع جنابعالی و ثبت در تاریخ بازگو می کنم که: بعد از حوادث انتخابات ریاست جمهوری و شروع دستگیری ها خبرهایی شنیدم از اشخاص معتبر و شناخته شده درباره شکنجه های هولناک و وحشت آمیز در بازداشتگاه ها که بعضا منجر به قتل نیز شده و جنازه های آنها نیز به خانواده هایشان تحویل داده نشده بود. همچنین خبرهایی می شنیدم از تجاوز به برخی بازداشت شدگان که تا چندین شب خواب را از چشمان من ربوده و آرامش را از من برده بود. اینچنین بود که نامه ای نوشتم خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان و اظهار امیدواری کردم که اگر چنین اعمالی توسط برخي نیروهاي خطاكار صورت گرفته است مسببین آن مجازات شوند و درصورت کذب بودن، همگی در دفاع از نظام و تکذیب چنین شایعاتی برآییم. از این نامه دونسخه وجود داشت، یکی نزد من و یکی نزد آقای هاشمی. ابتدا تصور می کردم که ایشان با من تماس می گیرند و جویای حقیقت مطلب می شوند. اما ده روز گذشت و هیچ گونه تماس و اقدامی صورت نگرفت. در چنین موقعیتی من نیز راهی ندیدم جز انتشار آن نامه. البته بعد از انتشار نامه متوجه شدم که آقای هاشمی رونوشت نامه را پیشتر برای ریاست وقت قوه قضا ارسال کرده اند. پس از این نیز به جای پیگیری ماجرا، آنچه ما دیدیم ائمه جمعه ای بودند که به صورتی سازماندهی شده همگی به میدان آمدند و حملات آغاز کردند احتمالا از آن روی که جای خالی پیگیری قضایی پر شود! حال که می نگرم رجاء واثق دارم که تمام آن هجمه ها برای آن بود که مجرمین مجازات نشوند و تزلزلی ایجاد نشود در اراده مامورانی که وظیفه شان کشتار و سرکوب مردم تعریف شده بود. می خواستند با رعب و وحشت سرپوشی بگذارند بر فاجعه ای که رخ داده بود. اگر من در نامه اول خود صرفا احتمال تجاوزها را مطرح کرده بودم، اینک اما به صورت عقلی و منطقی اطمینان یافتم که این اعمال پلید صورت گرفته است. تشت رسوایی اما از بام افتاد آنگاهی که هویدا شد چندین نفر در کهریزک زیر شکنجه به شهادت رسیده اند. به ياد داريد كه ابتدا می خواستند با پوشش مننژیت روی این جنایت را بپوشانند اما خداوند نخواست و آنها نتوانستند. هجمه ها اما مرا مصمم تر کرد بر پیگیری جدیتر ماجرا. پای سخن قربانیان نشستم تا عمق جنایت را دریابم؛ که البته عده ای از مراجعان و شاهدان به دلیل همان فضای ارعاب بریدند و از ظلمی که بر آنها رفته بود به حکم مصلحت شان گذشتند و راه سکوت را برگزیدند بلکه آسیب بیشتری نبینند. اما افرادی هم مراجعه می کردند و بر سخنان خود می ایستادند که من در همان زمان از آقای داوری سردبیر سایت سحام نیوز که فردی جانباز و معلم و دلسوز نیز بود خواستم تا از گفته های شان و شرحی که از مظالم رفته بر خود می دهند - در مقام یک فیلم بردار- فیلمبرداری کند تا اگر زمانی مراجعین توسط نیروهای امنیتی مرعوب شدند اسناد ما موجود باشند. بعدا به صائب بودن تصمیم خود پی بردم وقتیکه پیش بینی ام متاسفانه درست از آب درآمد و برخی از قربانیان و شاهدان، از ترس جان خود از کشور گریختند. آري، نقش آقاي داوري در آن اسناد و تهيه سي دي ها صرفا در مقام فيلمبردار بود و معرفي شاهداني كه براي شرح مظالم رفته بر خود به حزب اعتماد ملي مراجعه مي كردند. پس اعتراف گيري از ايشان چه سودي دارد و چه واقعيتي را تغيير مي دهد؟


آقاي جعفري دولت آبادي!


آنچه اما بر سر آن اسناد رفت و توجهی که به آنها شد خود حدیث مفصلی است که شما باید از آن باخبر باشید. ابتدا آیت الله دری نجف آبادی دادستان وقت کل کشور توسط آیت الله شاهرودی به عنوان مسئول پیگیری این ماجرا و بررسی اسناد ما تعیین شد. اگرچه رفتار ایشان در این سمت بسیار معقولانه و منطقی بود اما با با باز شدن پای دادستان وقت تهران به این ماجرا اوضاع به کلی متحول شد و حقیقت یابی جای خود را به ارعاب و لاپوشانی داد. چندی بعد، در جلسه ای با حضور هیات سه نفره منصوب آیت الله لاریجانی، من بخشی از سی دی ها و اسناد خود از شکنجه ها و تجاوزها را ارائه دادم. منتظر بررسی اسناد بودم که به یکباره اما با هجوم نیروهای امنیتی به دفتر شخصی و دفتر حزبی خود مواجه شدم و تمام اسناد و مدارک حزبی و وسایل و مدارک شخصی ام را توقیف و ساختمان را نیز پلمپ کردند. طرفه آنکه اگرچه مدت قرارداد اجاره آن ساختمانها پس از گذشت هشت ماه تمام شده اما همچنان مقامات قضایی از تحویل آن ساختمانها به مالکین شان پرهیز می کنند. حال آنکه چنین رویه ای از سوی قوه قضائیه را مطابق هیچ قانون وشرع و عرفی نمی توان توضیح داد. الله اعلم بالذات الامور.


جناب آقاي دادستان!


با پلمپ دفتر شخصی من، سردبیر سایت سحام نیوز جناب آقای محمد داوری را نیز با خود بردند و بنا به اخبار رسیده و مطابق قول وکیل آقای داوری، اکنون ایشان زیر فشار برای مصاحبه و اعتراف گیری علیه اینجانب و اظهار ندامت است. اما سوال من این است که چطور در زمان شاه خائن وقتی ساواک افرادی را زیر فشار و شکنجه مجبور به تمجید از شاه و اظهار ندامت می کرد این حاکمیت بود که مورد تمسخر ما و مردم قرار می گرفت اما حالا خودمان به همان سرنوشت دچار شده ایم و توقع داریم که مردم سخن اعتراف گونه و ندامت خواهانه یک زندانی زیر فشار را قبول کنند و اعتراف گیران را مورد تمسخر قرار ندهند؟ زندانیان را برای تمرین اعترافات از چند روز پیش از موعد به محل مقرر می برند و از آنها می خواهند که اعترافات خود در برابر مردم را تمرین کنند مباد که به هنگام نمایش عمومی، خللی در اجرای آن نمایش پیش آید و آنگاه آنچنان از اعترافات سخن می گویند که انگار خودشان نمی دانند این اعترافات در چه فرایندی تولید شده اند. افراد را وادار می کنند تا بگویند که در انتخابات تقلبی صورت نگرفته گویی با اعتراف آنها واقعیت تغییر می کند. زندانیان را تحت فشار قرار می دهند تا بگویند که به ولایت فقیه آن هم از نوع مطلقه اش اعتقاد دارند، حال آنکه مشخص نیست که این چه اعتقادی است که باید در گذر از زندان و تحمل فشار زندان انفرادی و مصائب دیگر، بر زبان بیاید. ماجرای این اعترافات شبیه داستان و مثلی طنزآمیز است: می گویند که پیرزنی از فرزند خود به هنگام سفر از روستا به شهر خواست برای او کفنی حلال به سوغات بیاورد و فرزند که در راه بازگشت پولی برایش نمانده و فرمان مادر را اجابت نکرده بود شیخی را در بیابان دید و از او خواست که عمامه خود را بدو ببخشد بلکه کفن مادرش باشد؛ آن روحانی از آن رو که درخواست آن پسر را نمی پذیرفت با ضربات چوب و چماق وی مواجه شد که عمامه را طلب می کرد؛ شیخ که اوضاع را چنین دید، عمامه خود را بخشید اما این نیز گویی تکافو نمی کرد چرا که مادر، کفن حلال طلب کرده بود و بنابراین پسر از شیخ خواست که علاوه بر بخشیدن عمامه خود با صدای بلند نیز بگوید حلال است و آن شیخ مال باخته فریاد برآورد: حلال است، حلال است. آن پسر آن عمامه را به هديت و از بابت پارچه كفن براي مادر خود آورد و ضمن شرح ماجرا براي مادر توضيح داد كه اين پارچه را چگونه با زور از آن شيخ ستانده و از او حلاليت نيز گرفته است.


وقتی فکر می کنم مي بينم كه ماجراي اعترافات و تواب سازي هاي اخير نيز به مانند همين داستان است و به واقع مثلی از این رساتر در توصیف ماجرای اعترافات اخیر به ذهن نمی آورم؛ از خود می پرسم این چه اراده ای است که قصد بردن آبرو از روحانیت دارد و می خواهد خطی سیاه بکشد بر پرونده هزار ساله آنها و رنج فراوان شان براي حفظ معارف اسلامي و بسط فقه محمدي؛ نمي دانم اين چه اراده اي است كه مي خواهد با چنین اعمالی و برای دو روز حکومت دنیا، آبروی حکومت دینی و ولايت فقيه در این کشور را كه امام بنيانگذار آن بود ، بر باد دهد.


جناب آقای جعفری!


از شما می خواهم که در مقام دادستان تهران یک بار برای همیشه پروژه اعتراف گیری و تواب سازی را پایان بخشید و بررسی آن اسناد تجاوزها كه در اختيار مقامات قضايي قرار گرفته است را در دستور کار خود قرار دهید و مشخص فرمایید که چرا ماجرای سعیده پورآقایی که هیچ ربطی به اسناد ارائه شده توسط من نداشت آنقدر مورد اشاره دادستان کل کشور و صدا وسیما قرار گرفت اما آن اسنادی که ما داده بودیم در بایگانی ماند و به یکی از میان انها نیز رسیدگی نشد و کسی سراغی از مجرمان نگرفت؟ بگذريم از اينكه مشخص نيست اين خانم پورآقايي نيز اكنون در چه شرايطي و در كجا به سر مي برد! آري، اسنادي كه ما ارائه كرده بوديم همگي در بايگاني ماندند و اكنون من از باب نمونه از شما درباره آن خواهر نجیب و محترمی می پرسم که درون اتومبیل ون حوادث تلخی بر او رفته بود و یک نسخه از سی دی اسناد ان مظالم را نیز به هیات سه نفره منصوب رئیس قوه قضائیه ارائه کرده بودم و نسخه دیگر آن هم توسط وزارت اطلاعات پس از یورش به دفتر اینجانب، توقیف شد. آیا می دانید که او پس از احضار توسط وزارت اطلاعات چه سرنوشتی پیدا کرده است؟ من از شما به عنوان دادستان تهران می خواهم به حکم وظیفه تان پیگیری کنید و آگاه شوید از رفتارهایی که با ایشان شده است و اقرارهایی که از ایشان خواسته اند بلکه پیش از نمایش احتمالی آن اعترافات، از پشت پرده نیز باخبر باشید. آیا قبول ندارید که پیگیری چنین پرونده هایی بسی مهم تر و ضروری تر است تا اعتراف گیری و تواب سازی؟

 

آقاي دادستان!


چرخ تواب سازي را متوقف كنيد. از شما مي خواهم نه تنها اعتراف گيري از آقاي داوري را پايان دهيد بلكه حقوق معوقه و پرداخت نشده ايشان در كسوت معلمي را نيز پرداخت كرده و زمينه آزادي ايشان و بازگشت شان به كار را هم فراهم آوريد و از اتهاماتي كه هيچ ارتباطي با ايشان ندارد تبرئه شان كنيد.


والسلام


مهدی کروبی
نوزدهم اردیبهشت ماه 1389

»

ارسال شده توسط مهدی

در يکشنبه 20 ارديبهشت 1389




کروبی: تنها راه برون رفت از بحران، بازگشت به قانون اساسی و التزام عملی به آن است

مهدی کروبی در بیانیه ای روز کارگر و معلم را تبریک گفت

جرس: مهدی کروبی امروز جمعه در بیانیه ای روز کارگر و معلم را تبریک گفته و ضمن انتقاد از وضعیت اقتصادی و فرهنگی کشور اظهار کرده است که آیا نظامی کردن اقتصاد در راستای اصل 44 قانون اساسی و منافع کارگری است؟ متن کامل این پیام که یک نسخه از آن در اختیار جرس قرار گرفته، به شرح زیر است:  

 

بسم اله الرحمن الرحیم

ملت شریف و بزرگوار ایران

سالگرد شهادت مظلومانه صدیقه طاهره و اسوۀ حسنه بانوان جهان را به شما و تمامی دوستان و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت می گویم. این روزها، مصادف با گرامیداشت ایام دو قشر مهم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور است. این دو قشر برزگ و فهیم نقش برجسته ای در پیروزی انقلاب اسلامی، هشت سال جنگ تحمیلی و دوران سازندگی و نیز ارتقاء سطح علمی و آگاهی جامعه ایفا نموده اند. در ارتباط با روز جهانی کارگر و روز معلم لازم می دانم نکاتی را به اجمال بیان کنم.


روز جهانی کارگر یادآور تلاش بی وقفه افرادی است که همواره حقوق آنان از سوی صاحبان سرمایه و اصحاب قدرت نادیده گرفته می شد. بدنبال تلاش بی وقفه کارگران و صاحبان اندیشه وخرد زمینه به رسمیت شناختن حقوق کارگران در جهان صنعتی فراهم و سپس با تعامل جامعه جهانی و دولت ها قوانین و مقررات کشورها در این زمینه تدوین گردید. شان و منزلت کارگر درشریعت اسلامی بارها مورد تاکید قرار گرفته است. همه مردم و مسئولان وظیفه دارند در این روز نسبت به این قشر زحمتکش و فداکار که با صرف انرژی های خویش موتور تولید، کشاورزی و صنعت را به حرکت درآورده و با بذل عزیزترین سرمایه خود به کالبد جامعه جانی روح تازه می دهند سر تعظیم فرود آورده و حقوق و نیازهای مادی و معنوی آنها را باز شناسند و در احقاق حقوق و اجرای عدالت در مورد آنان قیام کنند. تحقق این هدف منوط است به تدوین و اجرای سیاستهای اقتصادی، اجتماعی صحیح و همه جانبه که به اقتصاد کشور رونق بخشیده و فرصتهای شغلی را بدون تبعیض برای نیروهای کارآمد گسترش دهند. در چنین شرائطی توسعه همه جانبه کشور را در ابعاد مختلف شاهد خواهیم بود.


اما چه بگویم که علم ستیزی و اتخاذ سیاست های غیر کارشناسی و علمی، برخوردهای شخصی و سلیقه ای و تصمیمات یک شبه انگیزه و امید را از مردم بطور عام و کارگران، تولید گران و صاحبان سرمایه بطور خاص سلب می کند. علاوه بر آن منابع، ذخایر و نیروهای انسانی کشور را که باید در مسیر توسعه قرار گیرد را تلف خواهدکرد. تاسف انگیز است که قانون شکنی و خروج از دایره برنامه توسعه و بی توجهی به سند چشم انداز بیست ساله و روی آوردن به استبداد اقتصادی و تصمیمات عجولانه و نسنجیده، نتیجه ای جز افزایش بی رویه تورم، نابود کردن کشاورزی، رکود صنایع و متوقف ساختن چرخ اقتصاد نخواهد داشت.


در چنین شرائطی ارائه آمارهای دروغین و نادیده گرفتن واقعیت جامعه آنچنان نهادینه گردیده که مقام ارشد اجرایی کشور برخلاف آمارهای رسمی و درک روزمره مردم ادعا می کند که "در این سال ها حجم کارها و فعالیت ها به اندازه 25 سال گذشته بوده و کشور تبدیل به کارگاه بزرگی گردیده که در سطح گسترده ای در همه بخش ها کار صورت می پذیرد." همگان می دانند که در این سال ها علیرغم درآمدهای نجومی نفتی (قریب بر 400 میلیارد دلار) چه بر سر پروژه های ملی آمده، وضعیت اشتغال و نرخ بیکاری چگونه است،سطح سرمایه گذاری داخلی و خارجی به چه وضعیتی در آمده، شرکای صنعتی و تجاری کشور چه کشورهایی هستند، اصل مسلم رقابت و تجارت آزاد در اقتصاد به اصل اختصاصی بودن در این عرصه تبدیل گردیده است. آیا براستی نظامی کردن اقتصاد در راستای اصل 44 قانون اساسی، چارچوب سیاست های کلی نظام و سند چشم انداز است ؟ آیا با حاکمیت مطلق نظامیان بر اقتصاد که مغایر قانون اساسی است دیگر می توان از منافع و حقوق کارگران سخن گفت؟ این امر نه تنها در تعارض با اهداف سند چشم انداز است بلکه وضعیت معیشتی و آینده حرفه ای کارگران را به مخاطره خواهد افکند.

 

اینجانب و سایر اصلاح طلبان، دفاع از حقوق کارگران و کشاورزان را در همه زمینه ها، جزء اهداف اصلی خود دانسته و با هرگونه فشار، بی عدالتی و تضییع حقوق این قشر گسترده جامعه مخالفیم و تصمیمات یک شبه و غیر کارشناسی و اقتصاد صدقه ای را کاملاً مردود می شماریم. تحول در وضعیت فعلی را منوط به احترام و انجام تعهدات کشور در قبال کنواسیون های بین المللی دانسته و نقش اصناف و استقلال اتحادیه های کارگری را کلید اصلی حل مشکلات فعلی می دانم. تامین امنیت کامل شغلی، آزادی سیاسی و حمایت از آنان در تشکیل مجامع صنفی شوراهای کارآمد و نیز اصلاح قانون کار وبرداشتن مقررات دست و پاگیر از حقوق اساسی این قشر عظیم است.

 

و اما گرامیداشت مقام معلم


روز 12 اردیبهشت مصادف با سالگرد شهادت معلم بزرگ انقلاب آیت الله شهید مطهری است، آزاد مردی که با اندیشه های بلند و مترقّی خود به فرهنگ اسلامی و علمی انقلاب و جمهوری اسلامی عمق ویژه ای بخشید. اینجانب که خود افتخار فرهنگی بودن را تا آستانه انقلاب اسلامی داشته و بیشترین ارتباط را با عزیزان فرهنگی دارم به خوبی مسائل و مشکلات این قشر فهیم و مظلوم کشور را درک می کنم.


فرهنگیان و معلّمان جامعه، قشری بی نظیر و بی بدیل اند و زیر ساخت های فکری، اخلاقی و رفتاری نسل امروز و فردا به دست توانای آنان پی ریزی می گردد.
احترام به معلم تنها با اختصاص روزی در سال و برگزاری مراسم تشریفاتی نیست که حرمت او با ارج نهادن به اندیشه او، رأی و خواست او، گشودن فضای اندیشیدن وبیان آن و رفع نیازهای مادی و معنوی اوست. اگر اندیشه و دانش معلمان بر جامعه حاکم شود و اگر معلمان به مدیران ومسئولان مشاوره دهند و اگر مسئولان و مدیران کشور از خود کامگی و خود بزرگ بینی برهند و به فکر و نظر صاحبان اندیشه به ویژه اساتید دانشگاه ها و معلمان توجه کنند، هرگز خطر استبداد و خود رأیی جامعه ما را تهدید نخواهد کرد.
در آستانه این روز گرامی هنوز تعداد قابل توجهی از معلمان عزیزی که باید فرزندان این کشور را در کلاس درس یاری دهند به جرم آزاد اندیشی و ابراز عقیده در زندان ها به سر می برند. یکی از این عزیزان آقای محمد داوری است که متاسفانه بیش از 8 ماه تحمل حبس و فشار، بازداشت غیر قانونی وی ادامه پیدا کرده است. داوری و داوری ها نمونه هایی از قشر فهیم و بزرگ فرهنگی کشور است که برای اعاده حقوق مردم تلاش و هزینه تلاش خود را می پردازند. قدر شناسی از معلمان، دانشجویان و کارگران در بند را وظیفه خود دانسته و امیدوارم مسولان قضایی هر چه سریع تر به این رفتارهای غیر قانونی پایان بخشند.

اینجانب راه حل مشکلات موجود کشور و رفع معضلات اقشار گوناگون از فرهنگی، کارگر و کشاورز تا سایر قشرها را در اجرای تمامی اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی میدانم. قانون اساسی میراث امام بزرگوار و شهدای والا مقام است و مسئولان بلند پایه کشور اعم از رئیس جمهوری و نمایندگان مجلس سوگند یاد کرده اند که حافظ و مجری آن باشند. مگر طبق اصول مختلف از جمله اصل سوم، دولت موظف نیست برای آزادی، رفاه، عدالت، رشد آگاهی و ... جامعه همه امکانات خود را به کار برد ؟! پس چرا بسیاری از اصول و بندهای قانون اساسی معطل مانده است ؟! و چرا با تفسیرهای غلط و غیر کارشناسی، روح ومحتوا را از قانون اسای سلب می کنیم ؟!


تنها راه برو ن رفت از بحرانهای و نابسامانیهای موجود، بازگشت به قانون اساسی و التزام عملی همه مسئولان نظام و مردم به عمل بر وفق آن است و به اینکه هیچ کس خود را فراتر از قانون نداند و به خود اجازه قانون شکنی و قانون گریزی تحت هر عنوان را ندهد.

 

مهدی کروبی
10 اردیبهشت 1389

 


»

ارسال شده توسط مهدی

در پنجشنبه 10 ارديبهشت 1389




فاطمه کروبی: هراتفاقی برای من، همسرم و فرزندانم رخ دهد، حکومت مسئول مستقیم آن است

جرس: فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی در بیانیه ای خطاب به ملت بزرگ ایران، گفت:"خانواده مهدی کروبی که تلاش زیادی را برای به ثمر رسیدن انقلاب انجام داده این روزها به دلیل حمایت صریح و قاطع از مردم مظلوم فاقد حداقل امنیت است. وی گفت: هر اتفاقی برای من، همسرم و فرزندانم رخ دهد، حکومت مسئول مستقیم آن است و هرگز نمیتواند از بار مسئولیت آن شانه خالی کند.وی در پایان این بیانیه اعلام کرده امیدوارم پیش از آنکه دیر شود، خداوند قادر و متعال توفیق بازگشت و چنگ زدن به ریسمان الهی را به همه بویژه اصحاب قدرت عنایت فرماید.

 

.به گزارش خبرنگار سحام نیوز متن این بیانیه بدین شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم


ملت بزرگ ایران


همانطور که می دانید چند روز گذشته برخی روزنامه های معلوم الحال روئین تن و سایت های وابسته به مراکز قدرت به انتشار خبر کذبی مبنی بر بیماری صعب العلاج آقای کروبی، وخامت شدید جسمانی ایشان، امتناع خانواده از انتشار خبر و رجوع خانواده به پزشکان اتریشی و … مبادرت ورزیدند. طالبان کسب مشاغل و قدرت نیز بعنوان پیاده نظام، غیب گویان در سخنرانی ها و مقالات شان خواستار توبه آقای کروبی به خاطر ظلم به نظام در یکسال گذشته شدند. از منظر این دین فروشان و آلودگان به قدرت،ارتکاب جنایات هولناک و تکان دهنده کهریزک ظلم به نظام نبوده و مرتکبین و آمرین، همچون این دنیا لابد در آخرت پست و مقام و ارتقای منزلت خواهند گرفت و افشاگر جنایات فراموش نشدنی و مدافع راستین مردم همچون این دنیا که هرگونه توهین، افترا، ترور و … به او مجاز تشخیص داده شده، در آن دنیا نیز مستحق مجازات خواهد بود!

افسوس که این روزها نه تنها شرع و قانون نادیده گرفته می شود بلکه آموزه های ابتدائی اخلاقی، انسانیت و حداقل آزادگی از سوی مدعیان دروغین اخلاق و شرع بکلی به فراموشی سپرده شده است. در ارتباط با موضوع فوق لازم میدانم نکاتی را یادآور شوم:

۱- به اطلاع مردم فهیم و شجاع ایران که در تماس های مکرر جویای حال آقای کروبی شدند برسانم که وضعیت سلامت ایشان بحمدالله بسیار عالی است و با توجه به تجاربم در حوزه پزشکی همواره چکاب های روتین توسط پزشکان علاقه مند به ایشان انجام میگیرد. سپاس خداوند قادر را که شرایط فیزیکی ایشان بسیار مطلوبست و علیرغم بستن دفتر و حزب اعتماد ملی، آقای کروبی کمافی السابق به فعالیت های مذهبی،اجتماعی و سیاسی خود ادامه میدهند. دیدار با خانواده های شهدای جنگ تحمیلی، خانواده شهدای جنایات اخیر و بازدید از زندانیان و خانواده آنان، بخشی از فعالیت های روزمره ایشان است. مردم بزرگ بدانند دروغ و کتمان در مرام ما نیست و همچون گذشته صادقانه و صریح با شما محرمان واقعی این کشور در همه ی زمینه ها سخن میگویم.

۲- ما بر این باوریم که انسان از لحظه دیگر خود با خبر نیست”و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو و یعلم ما فی البر و البحر و ما تسقط من ورقه الا یعلمها ولا حبه فی ظلمات الارض” حیات و ممات همه ما در ید اختیار قادر متعال است و هیچکس از لحظه دیگر خود خبر ندارد. “قل لا یعلم الغیب الا الله” . بنابر اعتقادات مسلمین علم غیب بر دو نوع است: علم غیب بدون علت که در ذات الوجود و مخصوص خداوند است و دیگر آنکه علم غیب متوقف بر فیض الهی که مختص پیامبران و معصومین بوده است که بواسطه افاضه الهی از آن برخوردار میگردیدند. آیه شریفه “عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا من ارتضی من رسول” گواهیست بر این مدعا. ادعای اصحاب قدرت مبنی بر بیماری صعب العلاج آقای کروبی از این جنبه حائز اهمیت است که ناشی از علم غیبی ست که بر خلاف آموزه های دینی، عقلی و تجربه انسانی اینبار آقایان در کنار دیگر کمالاتشان ازجمله اعلام دقیق نتایج انتخابات، قبل از شمارش آراء صاحب علم غیب گردیده اند.

۳- همانطور که قبلا گفته ام خانواده مهدی کروبی که تلاش زیادی را برای به ثمر رسیدن انقلاب انجام داده این روزها به دلیل حمایت صریح و قاطع از مردم مظلوم فاقد حداقل امنیت است. نمیدانم شاید آن ۱۵ نفر مسلحی که با مرعوب کردن سرایدار به طور غیرقانونی و در غیاب ما به منزل ورود کرده اند و یا افراد مسلحی که در روز ۲۲بهمن گازی مشکوک را مستقیما به صورت ایشان زدند، کاری را صورت دادند که خدای ناکرده در آینده نتیجه آن را باید شاهد باشیم. به هر تقدیر بدون ترس و واهمه از وحشی گری مزدوران مجددا تاکید میکنم هر اتفاقی برای من، همسرم و فرزندانم رخ دهد، حکومت مسئول مستقیم آن است و هرگز نمیتواند از بار مسئولیت آن شانه خالی کند.

۴- عجبا؛ فرصت طلبان، کروبی خداجو را دعوت به توبه کرده اند. آری همه ما نیازمند توبه به درگاه احدیت نسبت به اعمال و رفتارمان هستیم. ما خود را انسانی خطاکار میدانیم که در همه حال محتاج عفو الهی بوده و دوستی خداوند را بر همه ابزارهای قدرت آرزومندیم و همواره به درگاه اونسبت به فعل و ترک فعل هایی که کردیم، استغفار میکنیم. اما ظاهراً غرض آقایان از توبه نصوح و غیره مربوط به حوادث بعد از انتخابات است!

دفاع جانانه فرزند احمد از قربانیان جنایات اخیر برگ زرینی در تاریخ زندگی او و خانواده اوست. انسانی که با خدا معامله میکند و برای مردمش آماده پرداخت هرگونه هزینه ایست، مایه افتخار کروبیان عالم است. نسل کروبی به داشتن چنین مردی که آخرت خود را به متاع ناچیز قدرت آلوده نکرد و نمیکند، افتخار میکند.

در پایان امیدوارم پیش از آنکه دیر شود، خداوند قادر و متعال توفیق بازگشت و چنگ زدن به ریسمان الهی را به همه بویژه اصحاب قدرت عنایت فرماید.

فاطمه کروبی

۴ اردیبهشت

 

»

ارسال شده توسط مهدی

در جمعه 4 ارديبهشت 1389




نامه کروبی خطاب به مردم در اشاره به اظهارات رئیس قوه قضائیه

مهدی کروبی در نامه ای به مردم ایران به سخنان چند روز اخیر آملی لاریجانی پرداخت. متن کامل این نامه به شرح ذیل است:

سخنی با مردم در باب افاضات رئیس قوه قضائیه

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم شریف و آزاده ایران

اینجانب پس از انتخابات پرحاشیه ریاست جمهوری اخیر نامه ای خطاب به ریاست قوه قضائیه آیت الله صادق لاریجانی نوشتم و برخی نکات و انتقادات را مصلحانه با ایشان در میان گذاشتم، باشد که اصلاحی صورتی بگیرد. متاسفانه اما آن نامه در بایگانی ماند و نه تنها هیچ تاثیری در روند حاکم بر کشور و عملکرد دستگاه قضایی نگذاشت که امروز می بینم آقای لاریجانی قضاوت را رها کرده و در کار سیاست شده و به جای رسیدگی به امور قضایی نطق های سیاسی ایراد می کند. اینچنین بود که تصمیم گرفتم با شما مردم شریف ایران سخن بگویم و نکاتی را در خصوص گفته های سیاسی رئیس قوه قضائیه بیان کنم؛ باشد که آقای لاریجانی گمان نکند که با این شاخ و شانه کشیدن ها مهدی کروبی به کنجی می خزد و از میدان به در می رود.

آیت الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضا در ایران که باید سنجیده و مبتنی بر عدالت سخن بگوید بی توجه به جایگاه خود و بی محابا در بیاناتی جدید سخنانی بدیع بر زبان آورده و زبان به گفتار سیاسی گشوده و از پرونده سنگین سران فتنه سخن گفته و گویی که مهدی کروبی و میر حسین موسوی سران فتنه هستند، آنها را با منافقین اول انقلاب مقایسه کرده و سخنانی بی ارزش و لغو از این دست بر زبان آورده است. الله اکبر! که بر من بسیار سنگین امد مقامی قضایی سخنانی تا این حد سیاسی و بی پایه حقوقی بر زبان آورد و آبرو از دستگاه قضا در ایران ببرد. دستگاهی که جایگاهش نه همسطح با قوه مقننه و قوه مجریه که بسی بالاتر از آنهاست آنچنانکه تاسیس عدالتخانه اصلی مهم در تاریخ مبارزات سیاسی در ایران از عصر مشروطه بوده است و با وقوع انقلاب اسلامی نیز قانون نویسان اول بنا بر اهمیت این قوه مقرر کردند شورای عالی قضایی با ترکیبی پنج نفره شکل بگیرد که از آن میان نیز تنها دو نفر با انتخاب حضرت امام تعیین می شدند و انتخاب سه نفر دیگر بر عهده شورای قضات بود. امام نیز با توجه خاصی که به اهمیت این قوه داشتند چهره ای همچون آیت الله بهشتی را در راس این قوه قرار دادند که نسبت به دیگر روحانیون از جایگاهی ویژه برخوردار بود و همچنین مقاماتی را برای دستگاه قضایی معرفی کردند که چهره هایی ممتاز بودند آنچنانکه اکنون دو نفر از آنها مرجع تقلید به شمار می آیند.

اما دیروز کجا و امروز کجا؟ تاسف باید خورد که جایگاه و کیفیت دستگاه قضا در این مملکت به جای آنکه به مرور زمان سیری صعودی بیابد، سیری نزولی پیدا کرده تا بدانجا که امروز در راس این قوه فردی قرار گرفته است که صرفنظر از سواد علمی، نه سابقه ای اجرایی و قضایی در ایشان سراغ می توان گرفت و نه سابقه ای انقلابی. عجیب هم نیست. چه آنکه زمانی که امثال این حقیر در زندان بودند جناب آیت الله لاریجانی در دامان مادر مکرمه شان به شیر خوردن مشغول بودند و به هنگام انقلاب و خون دادن نیز ایشان سرشان در درس و کتاب دبیرستان بود. ما البته مخالف جوانگرایی نیستیم اما دستگاه قضا حساستر از آن است که گرفتار بی تجربگی شود. و البته ای کاش که سکان دستگاه قضایی در دستان همان کسانی بود که هم اکنون از پشت صحنه هدایت دستگاه قضا را برعهده دارند؛ چه آنکه آنها اگر خودشان به جای هدایت پنهانی، بر صندلی ریاست قوه قضا تکیه زده بودند، با سابقه ای که در امور قضایی دارند هیچگاه چنین سخنانی بر زبان نمی آوردند که آقای لاریجانی بر زبان می آورد.

آقای لاریجانی افاضه کرده اند که «کار شما کار منافقین اول انقلاب است همین کار را اول انقلاب انجام می دادند و دانشجویان را به خیابان ها می کشاندند». پسندیده تر آن بود که آقای لاریجانی به سراغ برادران بزرگترشان و داماد مکرمه شان آیت الله سید مصطفی محقق داماد می رفتند و از آنها سابقه و عملکرد منافقین را جویا می شدند تا سخنانی نگویند که مضحکه عام و خاص گردد. من اما بر خود می بینم که در مقام یک انقلابی شناسنامه دار، برای ایشان توضیح دهم که منافقین که بودند و ریشه آنها به لحاظ تاریخی در کجا بود تا دیگر بار شاهد سخنانی چنین بی پایه نباشیم.

و اما درس تاریخ: بچه مسلمان های انقلابی که از دل گروههایی اسلامی همچون موتلفه، نهضت آزادی، حزب ملل اسلامی و گروه ابوذر و روحانیون سیاسی بیرون آمده بودند گروهی به نام سازمان مجاهدین خلق را سامان دادند که این گروه نیز پس از مدتی به علت التقاط فکری و تلفیق اسلام و مارکسیسم دچار اختلاف گردید و بدینسان سه جریان از این سازمان منتج شدند. گروهی مارکسیست شدند، گروهی به کل از این سازمان جدا شدند و بعد از انقلاب نیز در خدمت نظام درآمدند و گروهی نیز همچنان التقاطی باقی ماندند و پس از انقلاب به دلیل رویارویی با مردم و جنگ مسلحانه و جمع آوری سلاح و تشکیل خانه تیمی و ترور بسیاری از مسئولین ، منافق نامیده شدند. آری پس از انقلاب در یکسو امام بود و یارانش و دولت و موج خروشان مردم و در سوی دیگر مسعود رجوی و موسی خیابانی و زرکش و یعقوبی و اعضای سازمان. حال تصویر سازی ناشیانه آقای صادق لاریجانی را ببینید که کروبی و موسوی و هاشمی و خاتمی و محمدعلی دستغیب و بیت حضرت امام و برخی مراجع تقلید را در جایگاه رجوی و خیابانی می نشاند و احمدی نژاد و مشایی و فاطمه رجبی و حسین شریعتمداری و رحیمیان و رسایی و جمعی سردار سپاه در مجلس را در جایگاه حضرت امام و یاران شهیدش همچون بهشتی و مطهری و محمد منتظری و رجایی و باهنر و بسیاری دیگر از نمایندگان و وزرا و شهدای محراب. جابجایی در تاریخ را ببینید و هنر آقای صادق لاریجانی را؟ چه کسی را با چه کسی مقایسه می کنیم؟ چه کسی را در جایگاه امام حسین و یارانش میگذاریم و چه کسی را در جایگاه یزید و سپاهیانش؟ چه کسی را در جایگاه منافقین قرار می دهیم و چه کسی را در جایگاه امام خمینی؟ آیا مضحکه آمیز نیست که دفتر نشر آثار امام را در جایگاه منافقین تصویر سازی کنیم و احمدی نژاد و یارانش که بعضا امام را از نزدیک نیز ندیده اند در جایگاه امام و یارانش؟ ما نیز البته مخالفان خود را با خوارج و منافقین و یزیدیان مقایسه نمی کنیم و به آنها چنین نسبت هایی نمی دهیم. و صرفا معتقدیم که جنگ قدرت است و آقایان چون از رای مردم کم آورده اند متوسل به زور و ارعاب و تهدید شده اند. نه کسی منافق است و نه کسی یزیدی، مسئله بر سر سلامت یک انتخابات است و رعایت قانون و خواندن رای مردم چنان که هست، نه چنانکه باید و مبتنی بر دستور! آقای صادق لاریجانی اما ما را سران فتنه می خواند لابد به این دلیل که رعایت قانون را مطالبه می کنیم و از ضرورت اجرای همه اصول قانون اساسی از جمله اصول ۹ و ۳۲ و ۳۸ و ۲۷ و۹۹ که بر حقوق سیاسی و آزادی های مدنی تاکید دارد، سخن می گوییم. امید دارم که برادران آقای لاریجانی به ایشان یادآوری کنند که چگونه وقتی فردی توسط منافقین به شهادت می رسید موج خروشان مردم در مقابل منافقین به حرکت درمی آمد و در مجلس ختم او شرکت می کرد ، تا آقای لاریجانی دیروز را با امروز که با شرکت کنندگان در مراسم سالگرد شهید بهشتی، چنان برخوردی خشن و بی سابقه می شود، مقایسه نکند.

آقای لاریجانی از سران فتنه سخن می گوید و آنها را با منافقین قیاس می گیرد. حال آنکه مگر می توان موج سه میلیونی معترضین در خیابانهای پایتخت که تنها شعارشان سکوت بود و صرفا به نتیجه انتخابات معترض و خواهان بازنگری بودند را منافق خواند؟ مگر می توان عملکرد چنین جنبش مدنی ای را که نسبتی با خشونت نداشت -اما از قضا بسیار خشونت دید- با عملکرد فرقه ای مقایسه کرد که کارش ترور و خون ریختن بود؟ عجبا که موج مردم را با اقلیتی منافق مقایسه می کنند و خودشان تجمع چند هزار نفری در حمایت از امام برگزار می کنند و اما مجوز تجمع به مخالفان نمی دهند تا در مقابل دوربین های رسانه ملی مشخص گردد که چه کسانی اقلیت هستند و چه کسانی اکثریت ؟ تجمع می گذارند و فرد بی شخصیت و ضعیف النفسی را می آورند و او برای مردم نطق می کند و حکم اعدام برای ما صادر می کند و بدینسان راه را برای ترور می گشایند و آنگاه منطق مسالمت جوی منتقدان خود را با منطق منافقین که فرقه ای اهل ترور بودند مقایسه می کنند. مردم را اقلیتی منافق می نامند اما برای مقابله با این اقلیت در روز ۱۶ آذر با اتوبوس، دانشجویانی ۱۵ ساله و ۶۰ ساله و جمعیتی سازمان دهی شده به دانشگاه می برند. الله اعلم !

ای کاش آیت الله لاریجانی به جای چنین سخنانی سخیف و سیاسی کمی به وضعیت قضا و عدالت در کشور می پرداخت و پرونده کهریزک را سامان می داد و مرگ مشکوک پزشک وظیفه را پیگیری می کرد که درباره مرگش از از همه نوع علتی از غذای مسموم تا خودکشی و مرگ طبیعی و سکته قلبی، سخن گفته شده است و مردم حیرانند. ای کاش به جای این سخنان ایشان تحقیق می کرد که در زندان های جمهوری اسلامی بازجوها از چه ادبیاتی در بازجویی های خود استفاده می کنند؛ ادبیاتی که تازه آزادشدگان از زندان، بازگو می کنند و من اما شرح مفصل آن را برای فرصتی دیگر می گذارم. طرح چنین دیدگاههایی از سوی رئیس قوه قضائیه تنها یک نتیجه در برخواهد داشت و آن نیز چنین است که اگر افراد صالحی در دستگاه قضایی و زندانها حضور داشته باشند و بخواهند شرح آنچه از بی قانونی دیده اند را به ایشان منتقل کنند، نیز دچار لکنت زبان خواهند شد و حقیقت را به حکم مصلحت از ایشان پنهان خواهند ساخت.

آقای لاریجانی در بخش دیگری از افاضات خود فرموده اند:«کسانی دختر فراری را فرزند شهید جلوه دادند و برایش مجلس ترحیم به پا کردند، همین سران فتنه بودند که پدر و مادر آن دختر را شهید اعلام کردند در حالی که اینگونه نبود….چیزهایی را به عنوان تجاوز در بازداشتگاهها مطرح کردند که کذب محض بود». جالب است که سعیده پورآقایی را در شیپور کرده اند و یک روز دادستان کل کشور ماجرای آن را بازگو می کند و یک روز رئیس قوه قضائیه و یک روز یک مقام دیگر و خلاصه این ماجرا را دست به دست می چرخانند. انگار که همه مستندات تجاوزها، سعیده پورآقایی بود و آن همه سندی که ما دادیم باد هوا بود و یک گوش آقایان در بود و یک گوش دیگرشان دروازه. و البته که ماجرای سعیده پورآقایی هم از آن ماجراها و صحنه سازی های مضحکی است که نمونه آن را در ماجرای قتل های زنجیره ای و ادعای بازداشت عده ای به اتهام طراحی انفجار حرم امام پیشتر دیده و تجربه کرده بودیم. خلافی می کنند و آن را می خواهند با خلافی دیگر پنهان کنند. شرح ماجرای سعیده پور آقایی داستانی تکراری است که دوباره نمی خواهم شرح کامل آن را بازگو کنم. همین حد اما بگویم که این سند بر خلاف دیگر سندهایی که اینجانب به کمیته تحقیق ارائه کردم، سندی بود که صرفا به صورت شفاهی مطرح شد و قرار ما بر این بود که در جلسه بعدی اسناد مشخص آن ارائه شود؛ من اما از آنجایی که متوجه شدم این ماجرا بوی صحنه سازی و تله گذاری می دهد و خبر کشته شدن و نشان دادن جنازه نیز توسط یکی از اعضای نهاد ریاست جمهوری- که نمی خواهم نام او را ببرم- به خانواده پورآقایی منتقل شده است، به کنه ماجرا پی بردم و در جلسه بعدی کمیته، خود پیش از دیگران و در آغاز جلسه به سست بودن این ماجرا اشاره کردم. جالب آنکه خواهر سعیده پورآقایی نیز که در همان زمان پیگیر ماجرا شده بود اکنون در توصیف ان سناریوی ساختگی چنین ادعا کرده است:«به عمد اطلاعات غلط به مادر سعیده داده شده بود و ایشان با توجه به علایمی که روی جسد دیده بود تصور می کرد که دخترش کشته شده است…شماره ای هم به او داده و از او خواسته بودند که با آنها در تماس باشد و هروقت او با این شماره تماس می گرفته این آقایان که ظاهرا ماموران امنیتی بوده اند به او می گفته اند:سعیده را فراموش کن و زینب وار تحمل کن.. و زمانی که من داشتم تحقیقات ام را انجام می دادم، پیش از آنکه سعیده را به تلویزیون بیاورند از سوی وزارت اطلاعات مرا احضار کردند و به من گفتند که: باید موضع ات را مشخص کنی. چند روز دیگر سعیده پیدا می شود و این قضیه کاملا تمام می شود». خواهر سعیده که امروز از ترس جان خود – همچون ابراهیم شریفی و ابراهیم مهتری- از کشور خارج شده است اکنون توضیح می دهد که تحت چه شرایطی سعیده و مادرش را برای مصاحبه در تلویزیون آماده کردند و این ماجرا از ابتدا با چه دروغ ها و صحنه سازی هایی همراه بوده است. آری ماجرای سعیده پورآقایی را بهانه کرده اند تا آن همه پیراهن حیایی که دریده شد را در لوای آن پنهان کنند. غافل از آنکه مگر می شود پنهان کرد حقیقت را با انداختن پارچه و پوششی بر آن؟

مردم شریف ایران

آیت الله صادق لاریجانی بر این گمان است که جنبش مدنی و معترض امروز مردم ایران وابسته و قائم به شخص است و با حذف و کنار زدن مهدی کروبی یا میرحسین موسوی این حرکت می خوابد و سرکوب می شود. دیدیم که جمعی از خدمتگزاران این مملکت و انقلاب که سابقه وزارت و معاونت و نمایندگی مجلس در این کشور داشتند را نیز به همراه روزنامه نگاران و جمع زیادی از مردم با همین توهم، شبانه بازداشت کردند و به زندانها بردند و تحت فشار قرار دادند و دادگاه فرمایشی برگزار کردند و این جنبش اما نه تنها از حرکت بازنایستاد که بارورتر نیز شد. برای آنها گران است پذیرش این واقعیت که این جنبش، مبتنی بر حرکتی خودجوش است و بر اعتقاداتی راسخ شکل گرفته است. من نیز همیشه صرفا خدمتگزاری کوچک برای مردم بوده ام و خواهم بود و البته چنین سخنانی بی پایه و اساس، همچنانکه شما می دانید عزمم را در دفاع از حقوق مظلومان و کسانی که بر آنان ستم رفته است نه تنها سست ترنخواهد کرد که راسخ تر نیز خواهد کرد. صادق لاریجانی را ببین که گمان می کند با تهدید و ارعاب و سخن گفتن از پرونده در دستگاه قضایی، مهدی کروبی مرعوب می شود و از ترس زندان، تب می کند. خیر، مهدی کروبی بر سر پیمان خویش با مردم ایستاده است.

 

والسلام

مهدی کروبی

۲۸ آذر ۱۳۸۸

»

ارسال شده توسط مهدی

در 29 آذر 1388




.:: مطالب پیشین ::.

» <-PostTitle->


صفحه قبل 1 صفحه بعد

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by zalem
Design By : SamaBlog.com