فریاد
در دنیا هیچ بن بستی نیست، یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

گوشه ای از دست نوشته مسیح علی نژاد

 

این یک مرثیه است اگر حوصله زاری ندارید….آرام بروید به بلاگ های دیگر تا حال صاحب این خانه  خوب شود….

درست در روزهایی که ما درگیر بودیم که آیا احمدی نژاد را باید به رسمیت شناخت یا نه ، مرگ ما توسط دستگاه قضا به رسمیت شناخته شد و دو  نفر را دار زدند. اعدام کردند. تمام کردند.

درست در روزهایی که ما با هم اختلاف نظر داریم که آیا دولت مستقر را باید دولت مستعجل دانست و مسوول یا اساسا نادیده گرفت او را و  همینطوری روی هوا فتوای سقوط  سر داد آنها در تدارک اعدام دو آدم  بودند.

درست در روزی که ما سرگرم رنگ پرچم بودیم ، آنها درنگ نکردند و کشتند. برایم هیچ فرقی نمی کند رنگ پرچمی که در همان روز انتخابات به باد رفت سبز باشد یا آبی، یا اصلا زرد باشد یا نارنجی. برایم هیچ فرقی نمی کند که احمدی نژاد رئیس دولت مستقر است یا دولت مستعجل . آنچه مهم است این است که ما را با خبرهایشان سرگرم می کنند و سپس ما را به به نام انجمن پادشاهی و تجزیه طلب و محارب یکی یکی دار می زنند و دهان همه را می بندند با اتهامات بزرگ.

آن دفعه التماس کردیم که سران حرفی بزنند چیزی بگویند ، اعلام موضع کنند در برابر اعدام هایی که از یک دستگاه قضایی نا عادل درست در روزهای اعتراض سر باز کرده است برای زهر چشم گرفتن از معترضان. هیچ نشنیدیم….از ناشناس تر ها شروع کرده اند.  حاکمیتی که می تواند یک موسیقی دان و مترجم  کتاب های عرفانی را قاتل ندا معرفی کند چه باک که فردا  نوبت اعدام را به روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر و دیگران و دیگران هم برساند.  امروز اگر از اتهامات  بزرگی که برای  بستن دهان مدافعان می زنند تا احکام اعدام خود را در سکوت خبری سران جنبش برگزار کنند فردا نوبت به اهالی نزدیک تر هم خواهد رسید.  نترسیم  از تصور اینکه  فردا نوبت می رسد به کوهیار گودرزی که محارب معرفی اش کرده اند، به کیوان مهرگان که تجزیه طلب خوانده اند …..

به نام اتهام به مقدسات و قران و  اسلام و با اتهام محاربه و چه و چه می خواهند دهان سران و اصلاح طلبان و فعالان داخلی را هم برای دفاع از اعدام شدگان ببندند. مگر در همین دادگاههای نمایشی به روزنامه نگاران جرم جاسوسی نزده اند؟ مگر به مشاوران موسوی اتهام همدستی به آمریکا و اسرائیل نزده اند، مگر به همراهان خاتمی و کروبی اتهام وطن فروشی و پادویی به غرب و براندازی نزده اند؟ اگر اتهام آنها درست است، پس محارب بودن آنها که برای اعدام به صف می شوند هم درست است…

به جای  اعتراض به یکدیگر و صدور فتوای انقلاب و به رسمیت نداستن دولتی که چه خوشمان بیاد چه نه بلاخره رئیس دولت حاکم است، باید از بزرگان بخواهیم در برابر این اعدام ها موضع گیری کنند. موجی که برای صحبت های اخیر کروبی و بیانیه موسوی به راه افتاد را باید برای این مرگ های بی نشان به راه انداخت که «مطمئن هستم» جواب می دهد و اینبار سران جنبش سکوت نخواهند کرد.

کاش کسی حرفی بزند نه در مورد به رسمیت شناختن احمدی نژاد و  تغییر رنگ پرچم و چه و چه چه، این روزها دارند  آدمیت را در دستگاه قضایی که خودشان هم به دیکتاتوری خویش اعتراف کرده اند اعدام می کنند.  کاش سران نهراسند و به شیوه دادگاههای برگزار شده ای که منجر به مرگ هم میهنان مان با هر اندیشه و تفکر و خاستگاه و جایگاهی می شود اعتراض کنند.  کاش سکوت سنگین بزرگان بشکند در برابر اعدام هایی که  از ما جز تکرار مرثیه های گذشته کاری بر نمی آید.

|+| نوشته شده در جمعه 10 بهمن 1388ساعت 10:50 توسط مهدی |


بالا